واژگان اوشو
معبد خداوند فقط به روی
دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .
دل گرفته را به این معبد راهی نیست ،
پس ، از اندوه اجتناب کن.
دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن
درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس-
و برای این { دلشادی و آواز و رقص } به دنبال دلیلی نباش .
کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .
{چون شاخ تر به رقص آ } و نغمه ساز کن-
نه برای دیگران ،
نه به خاطر چیزی ،
برقص ، فقط به خاطر رقص ؛
بخوان ، فقط برای آواز ؛
آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود ،
و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد .
این گونه زیستن ، آزاد بودن است
---
آرزومند سعادت نباش
زیرا نفس همین آرزو ، مانعی بر سر راه است .
زندگی ات را به آرزو زنجیر نکن
و به هیچ هدفی چشم ندوز.
آزاد زندگی کن !
لحظه به لحظه زندگی کن !
و از چیزی نترس ، از ترس هم ازاد شو ،
زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم –
چیزی هم بدست نمی آوریم ،
- و وقتی این را بفهمی ،
کمال زندگی ات تحقق می یابد ،
اما هیچ گاه مثل گدا به دروازه های زندگی نزدیک نشو ،
هیچ وقت گدایی نکن ،
زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمی شوند!