علامه محمدتقی جعفری ( مرداد ۱۳۰۴ - ۲۵ آبان ۱۳۷۷ خورشیدی) از جملهٔ فیلسوفان مسلمان و مولوی‌شناسان مشهور معاصر ایرانی بود که به دلیل هوش سرشارش، وی را به لقب " ابو علی سینا " ملقب نمودند. استادی که در عین کمالات عرفانی و مذهبی، صاحب سلامت نفس فوق العاده و مثال زدنی بوده است. علامه ای که به گواه برخی اطرافیان از هرگونه فخر فروختن یا زندگی تجملاتی پرهیز داشت و گفته می شود که در سلوک امامان معصوم، کار غیر یدی را نیز در دستور کار زندگی داشته است. تصویری که می بینید یکی از تصاویر کار کشاورزی اوست که در کنار دو خاطره نقل شده از وی پیرامون باورش نسبت به روستاییان منتشر کرده ایم.

روزي با استاد جعفری، سفري به مازندران داشتم . در اين سفر، در مسير به ایشان گفتم : مي خواهم يكي از بستگانم را ديدار كنم كه از لحاظ مالي ، زندگي مطلوبي ندارد. ايشان با نشاط گفتند: بنده هم هستم .

وقتي به منزل آشناي مورد نظر رفتيم ، استاد چنان با علاقه و اشتياق در برابر يك روستايي ظاهر شدند، كه گويي در مقابل شخصيت مشهوري نشسته و با او ديدار مي كنند. هنگام مراجعت ، ايشان آهسته دست به جيبشان كرده و مقداري از پول ناچيزي را كه داشتند، بدون آن كه صاحبخانه بفهمد، در گوشه اي از منزل گذاشتند و بيرون آمدند.

دکتر نعمت الله باوند

******************************

استاد جعفری درباره نخستین سفر حج واجب خود، خاطره جالبي را تعريف كردند كه شنيدني است : در اين سفر حج كه با تعدادي از دوستان و فضلا همسفر بودم ، در فرودگاه جدّه متوجه شدم تعدادي از اهالي روستايي از اطراف مراغه به علت نداشتن روحاني كاروان ، ناراحت و مضطرب هستند. از همراهان خود پوزش طلبيده، جهت انجام مناسك حج به جمع روستاييان پيوستم .

در اين سفر، بيش از ديگر سفرها لذت بردم ، چون آن ها عنوان خاصي برايم قائل نبودند و مرا به صورت دانشمند و استاد و اين چيزها نمي شناختند. آنان خيلي ساده و بي پيرايه دور من جمع مي شدند و ضمن طرح مسائل شرعي خود، از برای اطمینان، حمد و سوره خود را نيز مي خواندند. حتي براي صدا زدن من ، عنوان «شیخ» را به كار مي بردند و پيوسته دستور مي دادند: شيخ ! چنين كن و چنان كن . براي من بسيار شيرين بود كه در ميان آن ها باشم و بدون تشريفات و بي ريا، با آن ها دعا بخوانم و برخي از مسائل حج را براي آن ها بگويم .

دکتر فضل الله صلواتی