تقدیم به روحانی؟ چرا؟
رسول بهروش
تقدیم به روحانی؟ چرا؟
خبر این است؛ «احسان حدادی بعد از فتح مدال طلای پرتاب دیسک در مسابقات کشورهای اسلامی، این جایزه را به حسن روحانی تقدیم کرد.»
ظاهرا این ورزشکار کشورمان، عملی شدن وعدههایی که در دولت جدید به او داده شده بود را دلیل اتخاذ این تصمیم عنوان کرده است. البته زیاد هم فرقی نمیکند. در طول این سالها، پیشکش شدن مدالهای رنگی از سوی ورزشکاران به مقامات سیاسی، به یک سنت رایج و عادت عجیب در کشورمان تبدیل شده است. دوستان روی سکو میروند و هنوز پایین نیامده، مدال را دور گردن یکی از اهالی قدرت میاندازند. در این میان شاید جنجالیترین نمونه مربوط به حمید سوریان میشد؛ کشتیگیری که با تقدیم کردن نشان طلای مسابقات جهانی 2009 به محمود احمدینژاد در ملتهبترین روزهای ایران معاصر، انتقادات بیشماری را به جان خرید، تا آنجا که سال بعد ناچار شد طلای جامجهانی مسکو را مشخصا و موکدا به «ملت ایران» هدیه کند و تا حدودی از زیر بار فشارها رهایی بیابد.
نکته مهم اینجاست که ورزشکارانی از این دست، همیشه در بین بخشی از افکار عمومی به تلاش برای تملق و چاپلوسی متهم میشوند. واقعیت این است که در کشورهای آزاد هدیه افتخارات، مدالها و دستاوردهای فردی به سیاستمداران چندان مرسوم نیست. در آمریکا مایکل فلپس، اعجوبه شنای جهان آنقدر گردنآویزهای رنگی جورواجور صید کرد که توانست هر کدام از آنها را به افراد مختلفی از پدر و مادرش تا فقرای چین و حتی معلم دوران کودکیاش(!) تقدیم کند، اما هرگز خبری در مورد سخاوت مشابه او برای اصحاب قدرت در ینگه دنیا مخابره نشد. نواک جوکوویچ صرب سال گذشته قهرمانیاش در تور جهانی تنیس را به پدر بیمارش تقدیم کرد و لیونل مسی آرژانتینی یک بار با جملهای که زیر پیراهنش نوشته بود، گلش را به مناسبت تولد مادرش به سلیا مسی بخشید. در ایران اما، در بسیاری از موارد رویکرد دیگری حاکم بوده است و خیلی از ورزشکاران میکوشند تا احتمالا با توجه به منافع طولانی مدتشان، هنگام دریافت جایزه بیشتر به یاد سیاسیون باشند. اینجا آش این قبیل مجیزگوییها چنان شور شده که اخیرا برخی ورزشکاران مدالهایشان را به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری میبخشیدند تا تبلیغی هم برای آنها کرده باشند!
در اینکه چهرهای همچون حسن روحانی در حال حاضر محبوبیت خاص خودش را دارد تردیدی نیست. او برای پایان بخشیدن به تجربیات تلخ ایرانیان در سالهای اخیر سر کار آمده و انصاف باید داد که در این چند ماه آغاز کارش هم عملکرد شایان توجهی در این زمینه داشته است. با این همه، اقشاری مثل ورزشکاران و هنرمندان همیشه باید خودشان را در فضایی مستقل و بالاتر از سیاست و سیاستبازی ببینند. نخبگان و ستارگان این حوزهها، از آنجا که قهرمانان ملی هستند باید در درجه اول خودشان را فرزند مردمشان بدانند و از جنس آنها باشند. قطعا زیباتر خواهد بود اگر مرد و زنی که روی سکو میرود، به جای یادآوری متملقانه سیاستمدارها افتخارش را به یکی مثل مادرش پیشکش کند که برای موفقیت او خالصانه نیایش کرده، یا پدرش که بیوقفه زحمت کشیده و یا همسرش که با سختیهای کار او کنار آمده است. چه خوب و چه بد، همه سیاسیون یک روز میآیند و یک روز میروند. چیزی که در این میان باقی میماند، وفاداری و آزادگی ستارههاست؛ حس زیبایی که حیف است زنگار وابستگی و سودجویی به خودش بگیرد. هر چند به نظر میرسد عاقبت خوشی که خیلی از تقدیمکنندگان مدال طی این سالها داشتهاند، دیگران را هم برای پیمودن این مسیر ترغیب کرده است. بخشی از این گناه، قطعا متوجه سیستم اجتماعی چاپلوسپرور ماست...!