رضا نورائي
Reza Nouraee
کارشناس چاپ و بسته‌بندي
مدير مسئول و سردبير ماهنامه صنعت بسته‌بندي
عضو كميته ملي استاندارد بسته‌بندي
عضو هسته برنامه‌ريزي درسي رشته مهندسي بسته‌بندي

 

فرصتها و ضرورتهای توسعه چاپ بسته بندی و چاپ صنعتی در کشور
متن سخنرانی رضا نورائی دبیر سمینار فرصتهای سرمایه گذاری در صنعت چاپ ایران

مهر 1383 شماره 62

متني كه در ادامه مي‌آيد در شماره‌ 62 ماهنامه صنعت بسته‌بندي به چاپ رسيده است

 

در اين‌ جا نمي‌خواهيم‌ راجع‌ به‌ نقش‌ صنعت‌ چاپ‌ در فرهنگ‌ صحبت‌ كنيم. در سالهاي‌ گذشته‌ به‌ قدر كافي‌ در اين‌ باره‌ صحبت‌ شده‌ است. نتيجه‌ آن‌ هم‌ عدم‌ تعادل‌ فعلي‌ در تقسيم‌ امكانات‌ و دانش‌ فني‌ چاپ‌ است. روش‌ راهبري‌ صنعت‌ چاپ‌ توسط‌ وزارت‌ ارشاد به‌ تبع‌ ساختار فرهنگي‌ آن‌ به‌ سمت‌ فرهنگ‌ سوق‌ داشته‌ و اولويت‌ با توليدات‌ فرهنگي‌ بوده‌ است. در واقع‌ هم‌ نمي‌توان‌ از ساختاري‌ كه‌ براساس‌ فرهنگ‌ نباشد، انتظار محاسبات‌ اقتصادي‌ و يا حتي‌ درك‌ اين‌ محاسبات‌ را داشت، از اين‌ رو است‌ كه‌ عمده‌ترين‌ فعاليتهاي‌ متولي‌ چاپ‌ كشور عمدتاً به‌ چاپ‌ آفست‌ ليتوگرافي‌ و جوانب‌ آن‌ محدود شده‌ است. اتحاديه‌ چاپخانه‌داران‌ نيز در اين‌ امر نقش‌ زيادي‌ داشته‌ است‌ يا حداقل‌ اين‌ طور به‌ نظر مي‌آيد و ما در اين‌ برداشت‌ بي‌تقصير هستيم.
امروز مسئله‌ اين‌ است‌ كه‌ نياز صنعت‌ بايد تامين‌ شود. بيش‌ از دويست‌ هزار مجوز توليد محصول‌ به‌ صورت‌ صنعتي‌ در اين‌ كشور صادر شده‌ است‌ و اين‌ جدا از واحدهاي‌ صنعتي‌ بدون‌ مجوز مثل‌ توليدي‌هاي‌ پوشاك‌ و امثال‌ آن‌ و يا توليدات‌ فرآوري‌ نشده‌ نظير عرضه‌ مستقيم‌ محصولات‌ كشاورزي‌ است.
اگر به‌ همان‌ دويست‌ هزار مجوز توليد بازگرديم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ با دويست‌ هزار قلم‌ كالا مواجه‌ هستيم‌ كه‌ اگر از نظر نوع‌ مشابه‌ هم‌ باشند از نظر توليدكننده‌ متفاوت‌ بوده‌ و بسته‌بندي‌ مشابهي‌ ندارند. از طرفي‌ ما هفتاد ميليون‌ نفر جمعيت‌ داريم‌ كه‌ مصرف‌كننده‌ اين‌ دويست‌ هزار قلم‌ كالا هستند. همچنين‌ سيصد و شصت‌ و پنج‌ روز در سال‌ داريم‌ كه‌ باعث‌ تكرار مصرف‌ بسياري‌ از كالاهاست.
به‌ صنعت‌ چاپ‌ برگرديم. يك‌ مثال؛ اين‌ روزها گرفتن‌ كار يك‌ نشريه‌ براي‌ يك‌ چاپخانه‌ يك‌ موفقيت‌ است. چاپخانه‌دار مي‌گويد اين‌ خود يك‌ كار دائم‌ است‌ و چرخ‌ ماشين‌ ما مي‌چرخد. مگر ما چند تا نشريه‌ در ايران‌ داريم‌ و مگر تيراژ همه‌ اينها چه‌ قدر است‌ تيراژ كل‌ نشريات‌ كشور با يك‌ نوبت‌ چاپ‌ يك‌ محصول‌ مصرفي‌ مانند پودر رختشويي‌ برابري‌ نمي‌كند.
در يك‌ روز ميليونها جعبه‌ پودر رختشويي‌ در اين‌ كشور مصرف‌ مي‌شود. در سال‌ گذشته‌ هشتصد ميليون‌ قوطي‌ پودر رختشويي‌ مصرف‌ شده‌ است! روزانه‌ ميليونها بسته‌ پفك‌ و بيسكويت‌ و ظروف‌ مواد لبني‌ از چرخه‌ بازار خارج‌ مي‌شود و از آن‌ طرف‌ فرداي‌ همان‌ روز همين‌ مقدار وارد بازار مي‌شود. كارتنها، بروشورهاي‌ دستور مصرف:، اطلاعيه‌ها، جوايز، كارتهاي‌ ضمانت‌ و...اينها به‌ دنبال‌ بسته‌بندي‌ مي‌آيند. در حالي‌ كه‌ ما مشاهده‌ مي‌كنيم‌ بيشتر چاپخانه‌ها ساختار خود را بر اساس‌ چاپ‌ كتاب‌ و نشريه‌ و كارهاي‌ غير صنعتي‌ بنا مي‌كنند. چرا؟ زيرا اين‌ اقليت‌ كارهاي‌ غير صنعتي‌ توسط‌ خود متولي‌ چاپ‌ يعني‌ وزارت‌ ارشاد پشتيباني‌ و اصلاً نهادينه‌ شده‌ است.
اگر ايران‌ براي‌ ترانزيت‌ كالا مزيت‌ نسبي‌ دارد و مي‌تواند موفق‌ باشد. پس‌ يقين‌ داشته‌ باشيد مي‌تواند بازاري‌ نيز به‌ عنوان‌ بسته‌بندي‌ كالاهاي‌ ترانزيت‌ ايجاد كند. اگر ايران‌ تا چند سال‌ ديگر يكي‌ از غولهاي‌ توليد مواد پليمري‌ دنيا خواهد شد. پس‌ يقين‌ داشته‌ باشيد مي‌تواند سهمي‌ در گرفتن‌ سفارشات‌ چاپ‌ بسته‌بندي‌ روي‌ مواد پلاستيكي‌ از كشورهاي‌ منطقه‌ و يا حتي‌ دورتر داشته‌ باشد.
ما بايد بتوانيم‌ نياز بخش‌ توليد و صنعت‌ را برآورده‌ كنيم. با توجه‌ به‌ نسبت‌ معمول‌ واحدهاي‌ توليدي‌ و صنعتي‌ به‌ واحدهاي‌ فرهنگي‌ قاعدتا بايد سفارشات‌ بسته‌بندي‌ زيادتر باشد. صنعت‌ چاپ‌ كشور آن‌ طور كه‌ بايد براي‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ بازار بسته‌بندي‌ مجهز نيست. صنعت‌ چاپ‌ بايد از همه‌ نظر خودش‌ را براي‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ بسته‌بندي‌ تجهيز كند. چه‌ تجهيزات، چه‌ مواد و چه‌ ترفندها، راهكارها و استانداردها كه‌ بخشي‌ به‌ وسيله‌ تجربه‌ تامين‌ مي‌شود و قسمتي‌ ديگر به‌ وسيله‌ انتقال‌ تجربه‌ يعني‌ آموزش.
اين‌ بخش‌ آخر به‌ تدريج‌ سهم‌ بيشتري‌ را به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهد. به‌ اين‌ شكل‌ كه‌ تجهيزات‌ جديد طوري‌ ساخته‌ مي‌شوند كه‌ آسانتر و سريعتر شما را به‌ توليد استاندارد مي‌رسانند. همچنين‌ روشها و منابع‌ آموزشي‌ نيز چنين‌ هستند. بايد كمي‌ واقع‌بين‌ باشيم. تجربه‌ قابل‌ احترام‌ است‌ اما ساختار را نبايد تنها بر اساس‌ تجربه‌ كردن‌ و پيشكسوت‌ شدن‌ بنا كرد. زيرا نرخ‌ رشد ما را پائين‌ مي‌آورد. شتاب‌ پيشرفت‌ را كند مي‌كند. توليدات‌ جديد دنيا نيز در همين‌ راستا هستند. يعني‌ چيزي‌ به‌ بازار مي‌دهند كه‌ تا حدي‌ نياز به‌ تجربه‌ را رفع‌ كند اين‌ كار را به‌ اين‌ شكل‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ ابزار و امكاناتي‌ مي‌سازند كه‌ نتيجه‌ كار را عيني‌تر نشان‌ داده‌ و از حدس‌ زدن‌ جلوگيري‌ كند. مانند انواع‌ ميزهاي‌ كنترل. البته‌ چيزي‌ به‌ نام‌ شناخت‌ وجود دارد كه‌ با تجربه‌ كمي‌ فرق‌ دارد. شناخت‌ بايد باشد و با آموزش‌ صحيح‌ و زياد ديدن‌ قابل‌ تحصيل‌ است. بايد امكاناتي‌ فراهم‌ بيايد كه‌ بيشتر ببينند.
ما يعني‌ همه‌ بشريت‌ مدام‌ با يك‌ خطري‌ روبرو هستيم‌ كه‌ به‌ ورطه‌اي‌ بيفتيم‌ كه‌ هرچه‌ را نمي‌بينيم‌ نيست‌ بدانيم. بگوئيم‌ نيست‌ چون‌ نمي‌شناسم‌ نمي‌بينم، نشنيده‌ام، نديده‌ام، پس‌ نيست. سالها است‌ كه‌ غير از چند نوع‌ ماشين‌ چاپ‌ چيز ديگري‌ به‌ بازار ايران‌ عرضه‌ نشده‌ است. اين‌ بخشي‌ از مشكل‌ است‌ كه‌ به‌ درون‌ چاپخانه‌ و داخل‌ صنف‌ مربوط‌ است. بخش‌ ديگر مسئله‌ نيز در جاهاي‌ ديگر بايد حل‌ شود.
به‌ عنوان‌ طراح‌ دوره‌هاي‌ نظارت‌ چاپ‌ در ايران‌ و عضو كميسيونها و هسته‌هاي‌ آموزشي‌ مربوط‌ به‌ صنايع‌ چاپ‌ و بسته‌بندي‌ در ايران‌ مطالعات‌ زيادي‌ در اين‌ باره‌ داشته‌ام. از اين‌ رو تاكيد مي‌كنم‌ بهره‌وري‌ مناسب‌ در صنعت‌ چاپ‌ به‌ طراحان‌ و ناظران‌ پروژه‌هاي‌ چاپي‌ ارتباط‌ زيادي‌ دارد.
ما در تفسير هر پروژه‌ چاپي‌ آن‌ را به‌ هرمي‌ تشبيه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ راس‌ آن‌ طراحي‌ وجود دارد و كف‌ آن‌ مرحله‌ پس‌ از چاپ. طراح‌ چه‌ خودش‌ بخواهد و چه‌ نخواهد. چه‌ بفهمد و چه‌ نفهمد برنامه‌ريز پروژه‌ چاپ‌ است. ديگران‌ همه‌ در پي‌ آن‌ هستند كه‌ چيزي‌ را كه‌ طراح‌ خواسته‌ اجرا كنند. بدون‌ آن‌ كه‌ اجازه‌ هيچ‌ دخل‌ و تصرفي‌ را داشته‌ باشند. اگر طراح‌ كار را خوب‌ نداند حاصل‌ آن‌ مي‌شود كه‌ از بهترين‌ ماشين‌آلات‌ آثار زشت‌ و غلط‌ بيرون‌ مي‌آيد.
پس‌ يكي‌ از بسترسازي‌ها كه‌ اتفاقاً كم‌هزينه‌تر است‌ آموزش‌ طراحان‌ و كانونهاي‌ تبليغاتي‌ است. حتي‌ براي‌ آنان‌ كه‌ امروز خيال‌ مي‌كنند ناظر چاپ‌ ماهري‌ هستند. ابزار لازم‌ نيز بايد فراهم‌ شود. يا دولت‌ و يا بخش‌ خصوصي‌ متخصص‌ با پشتيباني‌ دولت. ما به‌ ندرت‌ به‌ نرم‌افزار طراحي‌ جعبه‌ در ايران‌ برخورد مي‌كنيم. ما به‌ ندرت‌ به‌ مانيتورهاي‌ حرفه‌اي‌ كاليبره‌ شده‌ كه‌ رنگها را به‌ دقت‌ نمايش‌ دهند برخورد مي‌كنيم. در اين‌ قسمت‌ نياز به‌ الزامهايي‌ نيز داريم. امكاناتي‌ را دولت‌ فراهم‌ كند. نظير نرم‌افزارهاي‌ تخصصي‌ رنگ‌ و بسته‌بندي‌ با قيمت‌ يارانه‌اي، دوره‌هاي‌ آموزشي‌ پيشرفته‌ به‌ صورت‌ يارانه‌اي، الزاماتي‌ را هم‌ تعيين‌ كند. اگر قرار است‌ با حذف‌ ماليات‌ يا پرداخت‌ يارانه‌ صنعت‌ چاپ‌ كشور اداره‌ شود پس‌ هر كاري‌ هم‌ از درون‌ ماشين‌ نبايد بيرون‌ آيد.
روی صحبت من با انجمن طراحان گرافیک و انجمن شرکتهای تبلیغاتی است. اگر شما متولی این صنوف هستید تعهد دارید که کیفیت تولید این صنوف را هم بالا ببرید. اگر نه مملکت چه نفعی از این اتحاد می برد. سال دیگر هم آمار بدهید که طی سال گذشته تعداد آثار چاپی مرغوب که از اعضای انجمن ما درآمده این قدر رشد داشته است. اصلا یک نظام اطلاعاتی برای تجزیه و تحلیل کیفی خود ایجاد کنید. ما در مقام مجله هم که کار می کنیم به واقع معضلاتی با بعضی طراحان یا کانونهای تبلیغاتی داریم. ادعای فراوان، دفتر و دستک و ژستهای آن چنانی، اما فرق فایل PSD و EPS را نمی داند. فرق «وکتور» و «رستر» را نمی داند. فرق فشرده سازی JPG و LZW را نمی داند. بعد می بینی کار به دلت نمی نشیند. خستگی به تن ماشینچی چاپ هم می ماند. کانونهای تبلیغاتی بسیار معروفی را می شناسم که کارهای بسته‌بندي آنها در مرحله پیش از چاپ با صرف ساعتها وقت دوباره اصلاح می شوند. این بخش از بدنه چاپ و گرافیک ما نیاز به ترمیم دارد.
چاپخانه‌دار عزيز، بازرگان‌ عزيز چاپ‌ فقط‌ افست‌ نيست. چاپ‌ بسته‌بندي‌ فقط‌ چاپ‌ مقوا نيست. توجه‌ شما را به‌ آمارهاي‌ زير جلب‌ مي‌كنم‌ توقع‌ بر اين‌ است‌ كه‌ برداشت‌ شايسته‌اي‌ از اين‌ آمارها بشود. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ نمايشگاه‌ دروپا آئينه‌ بازار چاپ‌ دنيا و تا حد قابل‌ توجهي‌ معرف‌ تقسيم‌ كار چاپ‌ در دنيا است.
 
=========================================
تعداد شركت‌كنندگان‌ در بخش‌ آفست‌ ورقي‌ 56 واحد بوده‌ است. در مقابل‌ اين‌ 56 واحد، ما عدد 57 واحد در بخش‌ ليبل‌پرينترها، 66 واحد در بخش‌ چاپ‌ فلكسو و 41 واحد در بخش‌ چاپ‌ فلكسو توام‌ با بسته‌بندي‌ را داريم.
=========================================

 

تعداد شركت‌كنندگان‌ در بخش‌ آفست‌ ورقي‌ 56 واحد بوده‌ است. در مقابل‌ اين‌ 56 واحد، ما عدد 57 واحد در بخش‌ ليبل‌پرينترها، 66 واحد در بخش‌ چاپ‌ فلكسو و 41 واحد در بخش‌ چاپ‌ فلكسو همراه‌ با بسته‌بندي‌ را داريم.
در آمار دیگر جمع شرکت کنندگان در بخش افست ورقی و رول و لترپرس مسطح و ملخی 114 واحد است که در برابر شرکت کنندگان دیگری که چاپ را به گونه دیگری معنی کرده اند سهمی کمتر از یک سوم دارد. یعنی در مقابل 114 شرکت کننده بخش افست و لترپرس 415 شرکت کننده در سایر موضوعات چاپ داشتیم که مهمترین آنها عبارتند از:
 
فلكسو: 66 واحد
ليبل‌ پرينتر: 57 واحد
فلكسو با بسته‌بندي: 41 واحد
فويل‌كوبي: 34 واحد
چاپ‌ فويل: 29 واحد
روتوگراور: 29 واحد
برجسته‌كاري: 22 واحد
هلوگرافي: 23 واحد
اسكرين‌ شيت‌ و رول: 22 واحد
پاكت: 13 واحد
بليط: 11 واحد
نمونه‌گير فلكسو: 10 واحد
نمونه‌گير گراور: 12 واحد
 
همان‌ طور كه‌ مي‌بينيد چاپ‌ در رشته‌هاي‌ ديگري‌ هم‌ وجود دارد. به‌ دوستانم‌ در دولت‌ و اتحاديه‌ها يادآوري‌ مي‌كنم‌ آن‌ كشوري‌ كه‌ صنعت‌ چاپ‌ يكي‌ از پنج‌ صنعت‌ اول‌ آن‌ است‌ همه‌ اين‌ 588 شغل‌ يا موضوع‌ فعاليت‌ را مي‌شناسد. كشوري‌ مانند ايران‌ كه‌ انواع‌ محصولات‌ در آن‌ توليد مي‌شود با اين‌ جمعيت‌ 70 ميليوني‌ بايد از انواع‌ روشها و تجهيزات‌ چاپ‌ موجود در جهان‌ استفاده‌ كند. نه‌ آن‌ كه‌ با چند نوع‌ معدود از دستگاه‌هاي‌ چاپ‌ كه‌ عمدتاً به‌ افست‌ و فلكسو ختم‌ مي‌شود بخواهيم‌ همه‌ نيازهاي‌ صنعت‌ و فرهنگ‌ را جوابگو باشيم‌ و همه‌ توانايي‌هاي‌ صنعت‌ چاپ‌ را نشان‌ دهيم.
الان‌ در دنيا ماشينهاي‌ ملخي‌ و مسطح‌ را مي‌گيرند و با كمي‌ تغييرات‌ به‌ تجهيزات‌ پيشرفته‌ فويل‌كوبي‌ تبديل‌ مي‌كنند. يعني‌ ماشيني‌ كه‌ در چاپ‌ با مركب‌ عقب‌مانده‌ترين‌ ماشين‌ چاپخانه‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد تبديل‌ مي‌شود به‌ پيشرفته‌ترين، سريع‌ترين، دقيقترين‌ و تواناترين‌ وسيله‌ در رشته‌ ديگري‌ از صنعت‌ چاپ‌ كه‌ داشتن‌ آن‌ به‌ چاپخانه‌دار لذتي‌ وافر مي‌بخشد. ما اسم‌ اينها را گذاشته‌ايم‌ ققنوسهاي‌ صنعت‌ چاپ. ماشين‌ ملخي‌ كه‌ كنترل‌پنل‌ الكترونيكي‌ دارد و انواع‌ داغي‌ را با دقت‌ بسيار بالا مي‌زند. چيزي‌ كه‌ نه‌ ماشين‌ آن‌ و نه‌ كار آن‌ را هنوز در ايران‌ نديده‌ايم. قيمتي‌ هم‌ ندارد. يك‌ لترپرس‌ بازسازي‌ شده‌ كه‌ قسمتهاي‌ پيچيده‌ آن‌ هم‌ برداشته‌ شده‌ است. اما در يك‌ ضرب‌ مي‌تواند چند كليشه‌ را با چند فويل‌ مختلف‌ بزند. يا چاپ‌ اسكرين‌ رول‌ مخصوص‌ ليبل. متاسفانه‌ ما اصلاً چيزي‌ جز افست‌ نمي‌بينيم‌ وقتي‌ هم‌ كه‌ آن‌ را مي‌خريم‌ دنبال‌ آن‌ هستيم‌ كه‌ چاپ‌ چند نشريه‌ و كتاب‌ را بگيريم. خيلي‌ هم‌ كه‌ صنعتي‌ بشويم‌ با آن‌ ماشين‌ جعبه‌ چاپ‌ مي‌كنيم‌ و اين‌ مي‌شود همه‌ چاپ‌ بسته‌بندي‌ ما. روي‌ كلام‌ من‌ با متوليان‌ كل‌ صنعت‌ چاپ‌ كشور است. اين‌ همه‌ ماشين‌ فلكسو مي‌خريم، مي‌سازيم، رقابت‌ مي‌كنيم‌ ولي‌ حاضر نيستيم‌ يك‌ نمونه‌گير فلكسو بخريم‌ تا اين‌ هزاران‌ تن‌ فيلم‌ پلاستيك‌ را با خيال‌ راحت‌ چاپ‌ كنيم. از طرفي‌ مي‌گوئيم‌ مشكل‌ ما سخت‌افزار نيست. از طرف‌ ديگر وقتي‌ صحبت‌ نمونه‌گيري‌ مي‌شود مي‌گوئيم‌ اين‌ تجهيزات‌ به‌ درد ايران‌ نمي‌خورد.
 
چاپ‌ استاندارد، فرصتهاي‌ مناسب‌ و ظرفيتهاي‌ خالي‌
يقيناً اگر براي‌ كار خاصي‌ ماشين‌ خاصي‌ ساخته‌ مي‌شود آن‌ كار در آن‌ ماشين‌ خاص‌ به‌ صرفه‌تر توليد مي‌شود. وقتي‌ ما بليط‌ را در ماشينهاي‌ مخصوص‌ چاپ‌ بليط‌ كه‌ تمام‌ ملاحظات‌ مربوطه‌ در آن‌ در نظر گرفته‌ شده‌ چاپ‌ كنيم. بليط‌ توليد شده‌ با كيفيت‌ استاندارد و در نهابت‌ به‌ صرف‌تر از آن‌ خواهد بود كه‌ از ماشين‌آلات‌ غير حرفه‌اي‌ آن‌ استفاده‌ شود. گاهي‌ تنها با استفاده‌ از ماشين‌ مخصوص‌ مي‌توان‌ به‌ توليد استاندارد دست‌ پيدا كرد. نمونه‌ آن‌ ليبل‌ است. تنها ماشين‌آلات‌ مخصوص‌ چاپ‌ ليبل‌ هستند كه‌ مي‌توانند محصولي‌ توليد كنند كه‌ در صنعت‌ مورد مصرف‌ قرار گيرد. به‌ عبارتي‌ شاخه‌اي‌ از دستگاه‌هاي‌ ليبل‌چسبان‌ فقط‌ ليبل‌ رول‌ دايكات‌ شده‌ پوشال‌برداري‌ شده‌ را مي‌توانند به‌ ظروف‌ بچسبانند.
===========================================================
بيش‌ از دويست‌ هزار قلم‌ كالا در حال‌ توليد در ايران‌ هستند كه‌ بسته‌بندي‌ لازم‌ دارند.
بيش‌ از بيست‌ هزار قلم‌ آنها اصلاً خود بسته‌بندي‌هستند.
===========================================================
ما چه‌ مي‌خواهيم؟
ايران‌ مانند هر كشور در حال‌ توسعه‌ در بسياري‌ از رشته‌ها مشغول‌ فعاليت‌ است. مي‌توان‌ بليط‌ را با ماشين‌ آفست‌ رول‌ چاپ‌ كرد اما قاعدتاً براي‌ تامين‌ انواع‌ بليطهاي‌ مورد مصرف‌ در ايران‌ بزرگ‌ ما، ماشين‌ چاپ‌ بليط‌ كاراتر و به‌ صرفه‌تر خواهد بود. مي‌توان‌ پاكت‌ را با ماشين‌ آفست‌ چاپ‌ كرد و بعد به‌ دست‌ پاكت‌ساز سپرد اما ماشين‌ پاكت‌ساز حتماً هزاران‌ تا ميليونها پاكت‌ را مي‌تواند با كيفيتي‌ يكسان‌ و دقت‌ و سرعت‌ بالا و به‌ صرفه‌تر از نظر زماني‌ و البته‌ در صورت‌ لزوم‌ بسيار بهداشتي‌تر توليد كند.
مي‌توان‌ چاپ‌ برجسته‌ را با ماشين‌ ملخي‌ يا لترپرس‌ مسطح‌ انجام‌ داد. اما مطمئن‌ باشيد جعبه‌اي‌ كه‌ برجسته‌كاري‌ آن‌ با ماشين‌آلات‌ و قالبهاي‌ مخصوص‌ برجسته‌زني‌ انجام‌ شده‌ باشد به‌ راحتي‌ قابل‌ جعل‌ نيست. ضمن‌ آن‌ كه‌ بسيار زيباتر است.
همه‌ ما قبول‌ داريم‌ كه‌ امروزه‌ مشتري‌ ايراني‌ حق‌ انتخاب‌ بيشتري‌ پيدا كرده‌ و رقابت‌ در توليدات‌ داخلي‌ بالا گرفته‌ است. در چنين‌ شرايطي‌ هيچ‌ تكنيك‌ جديد چاپي‌ بي‌مشتري‌ نمي‌ماند. توصيه‌ من‌ اين‌ است‌ كه‌ دست‌ از انجام‌ همه‌ كارهاي‌ چاپ‌ با دو يا چند نوع‌ ماشين‌ خاص‌ برداريم‌ و تخصصي‌تر به‌ سفارشات‌ چاپي‌ نگاه‌ كنيم. سرمايه‌گذاري‌هاي‌ چند منظوره‌ ره‌آورد افرادي‌ است‌ كه‌ يا محافظه‌كار هستند و يا بسيار منفعت‌طلب‌ و سودجو. در حالي‌ كه‌ عنصر <ثبات> تنها در اتخاذ يك‌ رويه‌ مشخص‌ است.
آنها كه‌ در رشته‌هاي‌ مشخصي‌ از چاپ‌ مانند چاپ‌ ظروف‌ پلاستيك‌ يا فلز و يا پاكت‌سازي‌ و چاپ‌ ليبل‌ حرفه‌اي‌ داراي‌ ماشين‌آلات‌ تخصصي‌ آن‌ هستند عموماً سرشان‌ به‌ كار خودشان‌ گرم‌ است‌ و حتي‌ چندان‌ با تشكلهاي‌ چاپي‌ نيز رفت‌ و آمدي‌ ندارند. البته‌ اين‌ قسمت‌ را تائيد نمي‌كنم‌ اما متوقف‌ شدن‌ اتحاديه‌ در چند رشته‌ چاپي‌ مشخص‌ نه‌ تنها باعث‌ غفلت‌ خانواده‌ چاپ‌ از ساير روشهاي‌ سودآور چاپ‌ شده‌ بلكه‌ موجب‌ تمركز بيشتر سرمايه‌ها در محدوده‌اي‌ شده‌ كه‌ امروز به‌ نظر بعضي‌ آقايان‌ ديگر براي‌ ورود ديگران‌ تنگ‌ است. بيش‌ از دويست‌ هزار قلم‌ كالا در حال‌ توليد در ايران‌ هستند كه‌ بسته‌بندي‌ لازم‌ دارند. بيش‌ از بيست‌ هزار قلم‌ آنها اصلاً خود بسته‌بندي‌ هستند. يعني‌ يا فيلم‌ و كاغذ و كارت‌ و ظرف‌ بسته‌بندي‌ هستند و يا واحدهاي‌ بسته‌بندي‌ كننده‌ هستند. هر چه‌ جمعيت‌ بيشتر شود. هر چه‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ جلوتر روند تعداد اين‌ واحدها بيشتر مي‌شود. شما چاپخانه‌دار عزيز سهمتان‌ از اين‌ بازار بزرگ‌ چه‌ قدر است؟ شما بازرگان‌ عزيز سهمتان‌ از تامين‌ نيازهاي‌ اين‌ بازار چه‌ قدر است؟
صنعت‌ بسته‌بندي‌ در ايران‌ به‌ شدت‌ در حال‌ رشد است. همه‌ بايد كمك‌ كنند كه‌ چاپ‌ نيز با شتاب‌ رشد بخشهاي‌ ديگر بسته‌بندي‌ هماهنگ‌ شود. برخي‌ محصولات‌ صادراتي‌ ايران‌ هنوز چاپ‌ بسته‌بندي‌ خود را به‌ خارج‌ از كشور مي‌سپارند. متاسفانه‌ سطح‌ شناخت‌ و تنوع‌ روشهاي‌ چاپي‌ در ايران‌ هنوز آن‌ قدر پائين‌ است‌ كه‌ هر كار چاپي‌ خارجي‌ بخصوص‌ در حوزه‌ بسته‌بندي‌ در محدوده‌ چاپ‌ افست‌ آناليز و تقليد مي‌شود. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از اقلام‌ چاپي‌ بسته‌بندي‌ توسط‌ تجهيزات‌ خاص‌ خود توليد و چاپ‌ مي‌شوند نظير پاكتهاي‌ ماشيني.
 
ويژگي‌هاي‌ چاپ‌ بسته‌بندي‌
چاپ‌ بسته‌بندي، پر تيراژ و شبيه‌ توليدات‌ صنعتي‌ است. طراحان‌ آن‌ تخصصي‌تر عمل‌ مي‌كنند و اساساً تخصص‌ بالاتري‌ مي‌طلبد. حساستر است‌ و بخشي‌ از معادلات‌ بازار به‌ آن‌ وابسته‌اند. چاپ‌ بسته‌بندي‌ با واقعيتها سروكار دارد. بارها و بارها به‌ پوسترها يا بروشورهاي‌ زشت‌ و محصول‌ تفكرات‌ سليقه‌اي‌ برخورد مي‌كنيم‌ كه‌ بد و خوب‌ آن‌ نيز چندان‌ تاثيري‌ در جامعه‌ ندارد. اما چاپ‌ بسته‌بندي‌ بد مي‌تواند توليدكننده‌اي‌ را ورشكست‌ كند. از طرفي‌ به‌ دليل‌ همين‌ حساسيتها اگر چاپخانه‌اي‌ به‌ خوبي‌ از پس‌ سفارشات‌ خود برآيد به‌ آساني‌ و با ورود هر رقيبي‌ مشتريان‌ خود را از دست‌ نخواهد داد.
زيرا بازار به‌ تغييرات‌ كيفي‌ در بسته‌بندي‌ بسيار سريع‌ واكنش‌ نشان‌ مي‌دهد و توليدكنندگان‌ در اين‌ موارد ريسك‌ نمي‌كنند. بعضي‌ رشته‌هاي‌ چاپ‌ بسته‌بندي‌ مانند چاپ‌ ظروف‌ نسبت‌ به‌ افست‌ ليتوگرافي، ماشين‌آلات‌ ارزانتري‌ دارند به‌ همين‌ دليل‌ سرمايه‌گذاري‌ در اين‌ بخش‌ آسانتر به‌ نظر مي‌رسد.
در اين‌ راستا بازرگانان‌ صنايع‌ چاپ‌ و بسته‌بندي‌ نقش‌ بسيار مهمي‌ در شناساندن‌ ساير تكنيكها و ماشين‌آلات‌ چاپ‌ و ايجاد حرفه‌هاي‌ جديد در اين‌ صنعت‌ دارند.