نگارشی از استاد یاسمی
چه سرنوشت بدی داشت این دیار خراب شکست پشت شکست و عذاب پشت عذاب زلزله چه تلخ سرزدی از شرق آفتاب امروز متاب بر دل ویرانه ها متاب امروز چراغ های اهالی تمام خاموشند تو نیز سر مزن از روزنت بخواب امروز بخواب تا تب این ماجرا فرو خوابد و آبها همه افتند از آسیاب امروز خروس سرخ اجل بی محل نمی خواند دمیده صبح قیامت در این سراب امروز از آن عمارت آباد و سبز در دیشب به جای مانده دو پشته تل خراب امروز غبار مرگ فشاندی به جای نور و سرور متاب بر سر این شهر آفتاب امروز
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:19 توسط محمد
|