آگهی
چند وقت پیش رفتم دفتر روزنامه همشهری
آگهی بدم ماشینم رو بفروشم دیدم یارو
شروع کرد منو سوال پیچ کردن که:
آگهی بدم ماشینم رو بفروشم دیدم یارو
شروع کرد منو سوال پیچ کردن که:
خونتون کجاست؟
ماشینت کو؟
شمارت چنده؟
و از این حرفها...
ماشینت کو؟
شمارت چنده؟
و از این حرفها...
حتی پاشد از اونجا زنگ زد به
گوشیم ببینه شماره رو درست دادم یا نه!
که دیگه من شاکی شدم پریدم بهش که
این رفتارا چیه ؟!!
گوشیم ببینه شماره رو درست دادم یا نه!
که دیگه من شاکی شدم پریدم بهش که
این رفتارا چیه ؟!!
برگشته میگه:
آقا تورو خدا از دستم ناراحت نشو مجبورم!
چند وقت پیشا یه نفر اومد اینجا آگهی
داد 300 راس گوسفند زنده موجود است
بعد شماره روابط عمومی مجلس رو داده بود
ملتم زنگ میزدن مجلس که این گوسفندا
الان موجودن و چندن و از این حرفها!
داد 300 راس گوسفند زنده موجود است
بعد شماره روابط عمومی مجلس رو داده بود
ملتم زنگ میزدن مجلس که این گوسفندا
الان موجودن و چندن و از این حرفها!
بعدم اومدن اینجا و یه مدت اینجارو بستن و...
والا واسه اینه من مجبورم سخت بگیرم!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 11:13 توسط محمد
|