«تبر» فرزند ِ حرامزاده درخت است،

سکوت زادگان و نژاد ِ لب بستگان

نمی دانی در بیوت ِ مالامال از سکوت، چه غلغه ای برپا بود

زمین چرخیده و از قضا از دست روزگار، تبر گستاخی، به جان شاخسار درخت طوبی می خورد این روزها. راستی چرا از «بیوت» سرشار از «سکوت» خبری نیست؟

 

این اشک ها اگر اشک تمساح نباشد، پس چیست؟

 

فدای تیتر هایت. قربان تبلیغ های رنگارنگت! 

 تو که اینقدر خوشگلی! تو که بی تاب خبرهای دست اولی،

ما اهل آب کشیدن جانماز نیستیم. اما می دانیم شی ء نجس شده را چگونه آب بکشیم.

مبادا نجاست به کوچه فقاهت نفوذ کند. چرا کسی درز ها را نمی بندد. آتش به خرمن افتاده. چرا مارمولک ها از زیر آتش فوت می کنند. «النظافة من الایمان» اما به جان عزیزتان، به واعظان، به بیوت مزین به سکوتِ معزز، به آن ها که لبشان را هر صبح به خاک تربت تر می کنند، به آنان که جلوه در محراب و منبر می کنند برسانید، که این چند روز، دست از فتاوی بردارند. ما قول می دهیم در این دو سه روز، از پس احکام رفع نجاسات بر بیاییم.