چرا کودکم کتاب نمی خواند؟
تلویزیون را خاموش کن بیا اینجا بشین ،این کتاب رو تا آخر بخون ،مواظب باش خوب ورق بزنی ،تازه برات خریدم خرابش نکنی ها.
- این کتاب رو دوست ندارم عکسهاش قشنگ نیست ، الان حوصله خوندن کتاب رو ندارم ، مامان بذار برم بازی ،بعدش که اومدم همه رو می خونم یا اینکه بذار تلویزیون روشن باشه کتاب رو هم می خونم .
اگر بخواهیم قصه ما و کودکانمان در مورد کتاب و مطالعه را بنویسیم بیش از اینها می شود و آخر قصه ،مابزرگترها ،آدم بده می شویم و کودکان قربانیان این آدمهای بدی که می خواهند با زور و بی حوصلگی ،کودکانی با فرهنگ تربیت بنمایند .
دلمان می خواهد کودکانمان کتاب بخوانند تا فرهنگ مکتوب جامعه رونق گیرد . رستم و سهراب را بشناسند و فردا نوجوانانی گردند با ذهنی پویا. سوال کنند آزمایش کنند زندگی را تجربه کنند و جوانانی گردند که پاسخ سوالات خود را نه در کوچه وبازار ،نه در شبکه های مختلف و نا صحیح ماهواره ،و نه در سایت های مبتذل ، بلکه در کتابها و مجلات علمی ،سایتهای مرجع بیابند .
جوان ایرانی با غرور ایرانی ،اندیشه و خردی که در طول تاریخ زبانزد خاص و عام بوده است کجای دایره المعارف قرن بیست ویکم است ؟
مارا چه شده است ؟که با رفتارهای نا صحیح مان کودکان امروز را از هر چه کتاب و مطالعه است بیزار می کنیم ؟
من یک کتابدار هستم و بر حسب وظیفه ام دوست دارم مروج کتاب و مطالعه باشم و به مراجعین خود روش صحیح مطالعه ،چگونگی استفاده از کتابهای مرجع ،مطالعه مفید و آثار ارزشمند و ... را بیاموزم اما مهمتر از آن من یک مادر هستم و دلم می خواهد فرزندم با فرهنگ این مرزوبوم انس بگیرد،آشنا شود و خون تهمینه ورستم ،سهراب و سعدی و رازی و امیرکبیرها در رگهایش بجوشد .
دوست دارم کتاب کدو قلقه زن در دستش باشد وبه خواب رود نه عروسک پولیشی (شاسخین) ،و یا عروسک موطلایی barby.
مقصر ما هستیم باور کنید !
گذشتگان ما چه داشتند ؟ چرا آنها توانستند قصه ها و ضرب المثل ها ، فرهنگ و اندیشه ایرانی را به آیندگانشان منتقل کنند ولی ما نمی توانیم ؟
آنها که کتابهای سفید و کاغذ های روغنی و عکس های قشنگ نداشتند . کتابهای پارچه ای و نقاشیهای برجسته را اضافه کنید به فعالیت صدها ناشری که در زمینه کودک و نوجوان فعالیت مستمر دارند.
جشنواره کتاب کودک برگزار می نماییم شبکه کودک داریم در اکثر برنامه های کودک رسانه ملی ، کتاب تبلیغ می گردد. حتی عمو قناد هم در برنامه فیتیله اش ،با کتاب جواب سوالات بچه ها را می دهد ،خاله شادونه سفارش کتابهای خوب را می کند و حتی پنگول و پنیه برنامه رنگین کمان هم دست به کار شده اند .
اینها لازم است دولت و برنامه سازان و فعالان عرصه فرهنگ باید این تلاشها را بنمایند اما علیرغم این تلاش ما به عنوان خانواده چه کرده ایم ؟
مگر نه اینکه خانواده موثرترین نهاد اجتماعی است و پایدارترین عامل تربیتی ؟
حتی اگر همه سازمانها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی وظیفه خود را به درستی انجام دهند و خانواده در انجام نقش خود کوتاهی نماید عقب خواهیم ماند و در توسعه یافتگی مان شک خواهد شد مگر نه اینکه از معیارهای سنجش توسعه یافتگی ملل ،میزان مطالعه مردم است ؟
می خواهیم شروع کنیم .
از خودمان ، خانواده مان ، خانه مان و اتاق کودکمان که خیلی هم مرتب نیست .
وارد می شویم میان این همه اسباب بازی که از سقف و درو دیوار آویزان گشته است انواع سی دی هایی که روی میز پخش گردیده است و لباسهایی که از کمد و کشوها بیرون زده است و کتابهایی که بین در شیشه ای و لولای کمد گیر کرده اند موجود 2-3 ساله کوچکی دیده می شود که کودک ماست .
همانی که دلمان می خواهد باادب و با فرهنگ باشد.
چه کنیم که کودک به کتاب علاقمند گردد ؟
1. لذت بردن از انجام کار: اجازه دهید که کودک از مطالعه کردن و تماشای کتابهایش لذت ببرد لذت همان احساس خوب و خوشایندی است که او را می خنداند وقتی ماشینش شارژ می شود اتاق را دور می زند و چپ نمی کند و درهایش باز وبسته می گردد.
برای اینکه او لذت ببرد باید کنار او باشیم نه بالاتر از او .
اگر بالاتر باشیم و بخواهیم او را تربیت کنیم دارای یک رابطه یک سویه می گردیم . رابطه ای که هیچ نتیجه ای ندارد و کودک نیز آن را نخواهد پذیرفت .
اگر لذت و علاقه در میان باشد تحمیل از میان برداشته خواهد شد ساعات مطالعه و کتابخوانی برای کودک باید برای او لذت بخش باشد تا او مشتاقانه منتظر رسیدن این ساعت باشد به طوریکه با اختیار خودش از سی دی ها و بازیهای رایانه ای بگذرد و پیشنهاد مطالعه دهد .
2. اختیار وآزادی انتخاب :
وظیفه ما تهیه مجموعه ای صحیح و فراخور سن وعلایق کودک است مجموعه کتابهایی که برای او تهیه می گردد با توجه به سن ،علاقه و استعداد، منطقه زندگی ... باشد .
از میان آن مجموعه این کودک است که اختیار دارد کدام کتاب را بخواند. چگونه بخواند:، کدام نقش را دوست داشته باشد . نخواهیم که عقاید خود را به او تحمیل کنیم .
مادر: ببین پسرم بزغاله ها خیلی کار بدی کردند که در را باز کردند دیدی که گرگه اومد و اونها رو خورد یادت باشه تو هیچ وقت در رو باز نکنی ها
کودک : ا مامان قصه چی شد ؟ تازه تقصیر گرگه بود که دروغ گفته بود.
اگر ما بتوانیم قصه را به خوبی برای او بخوانیم اوبه تنهایی می تواند نتیجه گیری کند ، گرگ بدجنس را دوست نداشته باشد ، خرگوش باهوش را تحسین کند .
3. نظم دهی به برنامه های کودک :
برای او برنامه ریزی کنیم هم از نظر زمانی و هم نوع برنامه.
مادر: دختر خوبم هر روز بعد از ظهر از خواب که پا شدی من برات کتاب می خونم این هفته کتابهای ردیف اول رو می خونیم .
کودک در اکثر مواقع برنامه را می پذیرد ولی گاهی اوقات به یک کتاب علاقه خاصی پیدا می کند بارها وبارها این قصه را خوانده است به طوریکه تمام جملات کتاب را حفظ شده است ولی از مطالعه این کتاب لذت می برد پس با او همراه باشیم .وبا اجبار نخواهیم که کودک را با کتاب جدیدتری آشنا سازیم.
4. به فرهنگ منطقه و خانواده توجه کنیم
کتابهای بومی در کانون توجه کودکان – به خصوص در سنین پیش از دبستان – قرار
می گیرد وقتی برای کودکمان که فقط شهر خودش را با آپارتمانهای کوچک دیده است قصه تام سیاهپوست را تعریف می کنیم او بی حوصله می شود و سراغ کنترل تلویزیون را از ما می گیرد چون نه تام سیاه را دوست دارد و نه جنگل را دیده است اما قصه حسنی را بارها وبارها گوش می کند و لذت می برد چون حسنی را دیده است ناخن بلند و موی کثیف را می تواند به راحتی تجربه کند.
کودک : مامان من تام رو دوست ندارم آمهای بد سیاه می شند.
مادر :نه تام پسر خوبیه تو باید دوستش داشته باشی و ...
صبر کنیم حوصله به خرج دهیم وقتی او کمی بزرگتر شد این مسایل را درک خواهد کرد . دنیای او کوچک است و دایره اطلاعاتش اندک .با آشنا شدن کودک با ملل و فرهنگ گوناگون ،سالهای بعد او از مطالعه داستانهای ملل لذت خواهد برد.
به مرحله ای می رسیم که کودکان لذت مطالعه را درک کرده اند کتاب مورد علاقه شان را در دست گرفته اند می خواهیم کتابخوانی را شروع کنیم اما سرو صدا اجازه نمی دهد
مربی :بچه ها ساکت می خوام قصه را شروع کنم .
مربی : اگه ساکت نشید نمی گم ها ؟
مربی :1-2-3بگم ؟
روش بالا کاملا اشتباه است شما به سرو صدا توجه نکنید خواندن کتاب را شروع کنید
- یکی بود یکی نبود (50% بچه ها ساکت می شوند )
- در دهکدهای زیبا دختر کوچکی به نام سارا زندگی می کرد(25% دیگر ساکت شده و از گوشه اتاق به سمت شما می آیند )
-یک روز صبح که سارا از خواب پاشد دید که تنهای تنهاست او شروع به گریه کرد ( سکوت همه جا را فراگرفته و کودکان با اضطرابی خاص به دنبال علت تنهایی سارای قصه هستند)
v در قصه گویی کودکان کتابهایی را انتخاب کنید که با حادثه آغاز می گردند.
v توضیح دادن وضعیت آب وهوایی ، توصیف زبیایی منطقه و ... کودک را خسته می کند و شوق شنیدن را در او نابود می سازد .
v توصیفا ت لابه لای داستان گفته شود . راوی داستان بهتر است دانای کل باشد .
v به سوالات بچه ها حتی در حین خواندن کتاب پاسخ دهید .
v شورو هیجان را از شخصیت های داستان به کودکان انتقال دهید
کودک : مامان چرا پیرزن رفته توی کدو ؟ الان خفه می شه . من می ترسم .
مادر : ا تو چقدر ترسویی . صبر کن قصه رو بگم
راه درست این بود که مادر اینگونه توضیح دهد:
: خب می خواسته از دست حیوانات نجات پیدا کنه تازه اون خیلی لاغر بود . کدو هم بزرگ بوده .
v هنگام مطالعه کودک را تنها نگذارید : به خصوص وقتی کتابی برای او جدید است و حاوی مطالب علمی و فکری .
(ابتدای مقاله را مطالعه کنید ) گاهی ما برای خلاصی از دست کودکانمان آنها را مجبور به مطالعه می نماییم در حالیکه اگر برای آنها زمان بگذاریم و با روش صحیح کتاب را برای او وبا او بخوانیم در مراحل بعدی او به تنهایی مطالعه می کند و چه بسا ساعتها با کتاب و حتی داستانهای تکراری اش مشغول گردد.
5. کودک را از وسایل دیگر محروم نسازید:
مادر : ظهره من می خوام استراحت کنم تو برو کتابت رو بخون کامپیوتر رو خاموش کن صدا نیاد .
نظم دهی به برنامه های کودک و قرار دادن ساعت مطالعه ، عادت به مطالعه را در کودک ایجاد می نماید .
کودک اگر در فضای رقابتی قرار گیرد حتما سراغ وسایل دیداری –شنیداری خواهد رفت مگر اینکه با روشهای صحیح، علاقه به مطالعه به قدری در او قوی باشد که خود پیشنهاد مطالعه را دهد .
کودک : اگه اتاقم رو مرتب کنم برام کتاب می خونی ؟
مطالب که مطرح شد بیشتر برای سن پیش از دیستان و ابتدایی می باشد برای علاقه مندی کودکان به مطالعه تاثیرگذارترین زمان این سن می باشد اگر کودک در این سن با کتاب انس پیدا کند بعید به نظر می رسد که در سن نوجوانی و جوانی عادت به مطالعه را از دست بدهد در آن سن ما می توانیم مطالعه شان را جهت دار و هدفمند بسازیم . سره و ناسره را به او بشناسانیم .
6 .مطالب را در ذهن کودک ماندگار کنیم
برای ماندگاری مطالب در ذهن کودک چه کنیم ؟
1. از کودک بخواهیم داستان را تعریف کند (به ویژه در حضور دیگران)
2. خودش را جای شخصیت کتاب بگذارد (اگه تو جای پیرزن بودی چکار می کردی ؟)
3. ادامه داستان را با نظر خودش تغییر دهد و حتی شخصیت های جدید بسازد (بازی با کلمات و جمله سازی )
4. خاطرات شخصی اش را به صورت داستان بیان کند و حتی بنویسد و آن را مصور سازد (یادته اون روز گم شده بودی ؟می خوای قصه اش رو بگم :یک روز نزدیک عید ،پسر کوچولویی به نام علی با مامانش رفت بازار ... بقیه اش رو تو بگو )
5. در طول روز هنگام انجام کارهای مختلف ، مطالب کتاب را به او یاد آوری کنیم :
پسرم شکل در کمدت دایره است یا مستطیل ؟ یادت می یاد دیروز کتاب شکلها را خووندیم ؟
مطالبی که ذکر گردید حاصل تجربیات من در طول سالها یی است که با کتاب و کودک سرو کار داشته ام برای علاقمندی کودکان راه های بیشتری وجود دارد ولی تاکید من در این نوشته به کودکان پیش از دبستان می باشد و یک نکته اینکه مهمترین عامل داشتن صبر و حوصله در مسایل تربیتی است عاملی که گذشتگان ما علیرغم نداشتن امکانات ،با داشتن آن موفق گردیده بودند .
منبع مقاله : گزارش شورای کتاب کودک ،سال چهل ویکم – شماره 4-زمستان 82
