خودسازمان یابی

خودسازمان یابی چیست؟

شاید برای تعریف خودسازمان یابی بهتر باشد با متضاد آن شروع کنیم. اگر خودمان سازمان ندهیم دیگران سازمان می دهند. خودسازمان یابی در تقابل با سازمان یابی توسط غیرخود است.

مثالهایی بزنیم. در بسیاری از عرصه های اجتماعی در زندگی روزمره ما توسط دیگرانی سازمان می یابیم. به شغل هایمان نگاه کنید. عموما بخش بزرگی از زندگی بیشتر مردم در مشاغل و محیط های کاری سازمان می یابد که توسط خود ما اداره نمی شود. ما در شغل هایمان در رده های معینی که از طرف عده ی معدودی تعریف شده است قرار می گیریم. اهداف سازمان های کاری خود را دنبال می کنیم که ما آنها را تعیین نکرده ایم. فعالیت هایی را انجام می دهیم که برای ما تعیین شده است. در ساعات مشخصی که برای ما مقرر می شود کارت ورود می زنیم و ساعات مقرر کارت خروج.

به شهرها و محل سکونتمان نگاه کنید. زندگی ما در آرایش معین فضایی سازمان می یابد که ما نقشی در طراحی و تولیدش نداشته ایم. اینکه در شهرک آپارتمانی متراکمی در حاشیه شهر زندگی کنی، صبح پیش از سپیده برخیزی و دو تا چهار ساعت از شبانه روز را در ترافیک سپری کنی و برای بقا، هشت تا دوازده ساعت در محیط کاری معینی فعالیت کنی، به زندگی سازمانی می دهد که «دیگرانی » آن را تحمیل کرده اند.

اگر خاطرتان باشد، روزهایی را که  به مناسبتی  می نامند در مدارس توسط مدیریت مدارس سازمان داده می شد.مراسمی، سخنرانی ای، تزئین راهروها و کلاس ها، پخش شیرینی و هدایا به این برگزیده یا آن برگزیده، همه سازمان داده می شود. 

خودسازمان یابی را شاید اکنون بیشتر بتوان درک کرد. خودسازمان یابی پس مسأله ی همگان نیست. کسانی که اکنون در کار سازمان دادن به جامعه هستند علاقه ای به خودسازمان یابی جامعه ندارند. آنها از سازمان کنونی

جامعه سود می برند. سازمانی که برای آنها سود و برای اکثریت فلاکت به همراه دارد. خودسازمان یابی، سازمان یافتن شهروندان عادی است به دست خودشان و برای هدف هایی که خود برمی گزینند.

اصولا سازمان معطوف به هدفی جمعی است. هدف جمعی در خودسازمان یابی از نیازهای جمعیت شکل دهنده ی آن برمی آید. و ضرورتا و بنابه تعریف نفع و علاقه ی «خود » را دنبال می کند. 

خودسازمان یابی به شخص این توان را می بخشد تا اهداف خود را خود معین کنند و برای تحقق آن

به صورت جمعی عمل کنند. خودسازمان یابی کنشی مؤسس است. گروهی جمعیتی را برای هدفی معین تأسیس می کنند. اهدافی که خود تعیین می کنند و نحوه ی سازمان یابی را خود برمی سازند. خودسازمان یابی کنشی بسیار نیز است. می خواهد قلمروهایی که دیگران از این گروه ها به تصرف درآورده، بازپس بگیرد.

ما هر یک در مجموعه ای از تعاملات اجتماعی قرار داریم. در شبکه ای از خویشاوندان. در شبکه ای از همکاران، در شبکه ای از هواداران فلان تیم فوتبال یا بهمان کارگردان سینما. این شبکه ها موجودند. در ابتدایی ترین و پیشرفته ترین جوامع بشری شما می توانید شبکه های مختلف اجتماعی را ترسیم کنید. مفهوم شبکه اجتماعی چیزی از ماهیت و سازوکار است. شبکه ها بر اساس کارکردهای جامعه و شکل موجود شکل گرفته و تغییر شکل می دهد. هدف آگاهانه و تعیین شده ای را ضرورتا دنبال نمی کند. شما هدف خاصی را تعیین نمی کنید زمانی که در یک شبکه ی خویشاوندی با فک و فامیل خود تعریف می شوید.