زندگي يک بوم نقاشي است

که در آن از پاک کن خبري نيست!

 جان کانفيلد

زندگي يک آواز است، آنرا بخوان!

زندگي يک بازي است، آنرا بازي کن!

زندگي يک مبارزه است، با آن مقابله کن!

زندگي يک رويا است، به آن واقعيت ببخش!

زندگي يک فداکاري است، آنرا عرضه کن!

زندگي يک عشق است، از آن لذت ببر!

ساي بابا

شب قدر است اگر قدرش بدانید

تو شبهای قدراگر بادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید

راستی همه رو تو ابن شبها ببخشید

بعد به خدابگید منکه بنده بودم بنده هات رو بخشیدم حالا تو هم منو ببخش

هیچ جایی خدا نگفته گناهکار ها از رحمتش ناامید باشند

تمام امیدم رحمت خدا...

همه چیز و بی چیز

گفتم و گفتی...

گفتم: خسته‌ام 

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله

        .:: از رحمت خدا ناامید نشید(زمر/53 ::.

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده‌ای 

گفت: فاذکرونی اذکرکم     

         .:: (منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ 

    گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

       .:: (تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63::.

 

تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ 

   گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

       .:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109 ::.

گفتم:خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است...‌

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم    

         .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم:انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم     

        .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته  

گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا     

       .:: مردم به چی دلخوش کردن؟! باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشند (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   

گفت: ان الله یحب المتوکلین     

      .:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!  

      گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

     .:: بعضی از مردم خدا را  فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::    

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

     گفت: فانی قریب

         .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

     گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 

          .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

      گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

           .:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

     گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

         .:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری  می‌توانم بکنم؟     

     گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

        .:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 گفتم: دیگر روی توبه ندارم 

     گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب    

         .:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟ 

       گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

            .:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟ 

گفت: و من یغفر الذنوب الا الله      

           .:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق

می ‌شوم! ...  توبه می‌کنم

      گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

         .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     

     گفت: الیس الله بکاف عبده

          .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟ 

      گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی

علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

       

  .:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و

فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون

بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان  است. (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد 

     گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه   

         .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

 

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم 

      گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید

         .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

 گفتم : ...

 
 

 

روزه گرفتن بعضی ها

طراحی قالب.لوگو.تیتر فلش و...

 

چه نشاني از بد انديش بجاست ؟
هيچ .
 
                                   ارد بزرگ
 

راز زنـدگـی

در افسانه ها آمده روزی که خـداوند جهـان را آفرید فرشـتگان مقرب را به بارگاه خـود فرا خـواند و از آنهـا خواست تا برای پنهـان کـردن راز زنـدگی پیشنهاد بدهنـد .
یکی از فرشتگان به پروردگار گفت : خداوندا آن را در زیرزمین مدفون کن .
فرشته دیگـری گفت : آن را در زیر دریاها قرار بـده .
وسـومی گفت : راز زنـدگی را در کوهـها قرار بده .
ولی خـداوند فرمود : اگرمن بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط
تعـداد کمی از بنـدگانم قادر خواهند بود آن را بیـابنـد ؛ در حالی که من می خواهم راز زنـدگی در دسترس همه بنـدگانم باشـد . در این هنگام یکی از فرشتگان گفت : فهـمیدم کجا ؛ ای خدای مهربان
راز زندگی را در قلب بنـدگانت قرار بده زیرا هیچ به این فکر نمی افتد  که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه کند

شکی که انسان را عوض میکند!

مردي صبح از خواب بيدار شد وديد تبرش ناپديد شده، شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد.براي همين تمام روز اورازير نظر گرفت.

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد مثل يك دزد راه مي رود، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند پچ پچ مي كند. آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه اش برگردد لباسش را عوض كند و نزد قاضي برود و از او شكايت كند.

اما همين كه وارد خانه شد تبرش راپيدا كرد.زنش آن را جابه جا كرده بود.مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه ميرود ،حرف ميزند و رفتار مي كند

هزاران سال با حیرت نشستم

 بدو پیوستم

و از خود گسستم

ولیکن سرنوشتم این سه حرف است:

تراشیدم پرستیدم شکستم.

اقبال لاهوری

................................

شعری از پروین

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر

زندگی باهمه تلخی وشیرینی خود می گذرد

عشق ها می میرند رنگها رنگ دگر می گیرند

وفقط خاطره هاست که چه شیرین وچه تلخ

دست نخورده به جا می مانند.

شعری از فروغ فرخ زاد

می توان چون صفر در تفریق وجمع وضرب حاصلی پیوسته یکسان داشت.

علامه حسن زاده ی آملی :

تا شکم دایر است دل بایر است

واژگان

 

خدایا !!! کفر نمی‌‌گویم، پریشانم، چه میخواهی‌ تو از جانم ؟!! مرا بی‌ آنکه خود خواهم ، اسیر زندگی‌ کردی . خدوندا تو مسولی. خدوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است . چه رنجی‌ میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ... (دکتر.ع.شریعتی)

اگر یک خطا کردی و ۱۰۰۰دلیل برای اون آوردی بدون هزارویک خطا کردی... (ابو علی‌ سینا)

کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است... ( آلبرت انیشتن)

دنیا جای خطرناکی است. نه برای این که افرادی مرتکب اعمال شیطانی می گردند بلکه برای افرادی که ستم را می بینند و کاری انجام نمی دهند... ( آلبرت انیشتن)

 افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی... (مثل آلمانی)

یاد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند 3.از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم .

شما نجار زندگی خود هستید

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باتنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانستکه خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست.

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید
.

 

خـــــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا

تورا به حق بزرگمهرت که دیروز روز هجرت صغرایش بود

و به حق مهربان میزبانش 

در این روزها که تو در ضیافت بررگ سالانه ات

میزبان مهربان بسیارانی

به فکرمان ............................................ منطق

 

 

به قلب مان .......................................... آرامش

 

 

به جسم مان ......................................... امنیت

 

 

به روح مان ............................................. پاکی

 

 

به وجودمان ............................................. آزادی

 

 

به دست هامان ....................................... قدرت

 

 

به پاهامان ............................................. سرعت

 

 

به چشم هامان ........................................ زلالی

 

 

به زندگی مان ........................................... عشق

 

 

به دوستی مان ............................................ تعهد

 

 

به تعهدمان ................................................ صداقت

 

 

عـــــــــــــــــــــــطا کــــــــــــــــــــــــــــــن

 

دروغ!

 

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا

 

کنیم؟حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد

 

*************************************

 

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.وقتی به ساحل

 

رسیدند حقیقت لباسهایش را دراورد . دروغ لباسهای

 

او را پوشید و رفت!

 

از آن پس حقیقت عریان و زشت است و اما دروغ

 

در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می شود!!

 

دیوانه

دیوانه ای در گورستانی در گوری خفته بود و هرگز از آنجا دور نمی شد یکی

 گفت : برای چه همیشه در اینجا می خوابی و چرا به شهر نمی آیی تا مردم

 را ببینی ؟

 دیوانه گفت: این مرده نمی گذارد که از اینجا بروم و می گوید : راه به شهر و

بازگشتن به اینجا راهی دراز و بی راهه است راه همه ی مردم شهر ٬ روزی

به اینجا خواهد بود من چرا به شهر بروم و دوباره باز گردم!!!

هر جا که قرار گرفته اید

همان جا را مرکز دنیا بدانید

و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است

افكار عمومي

مجموعه اي از داوريها و قضاوتهاي مردم يك جامعه

درباره مسائل روز است

كه آن مسئله مورد پذيرش بيشتر افراد جامعه قرار دارد.

 (گابريل تارد)

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بهانه زیستن

مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم

برگرفته از کتاب هبوط

دکتر علی شریعتی

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

معنی اسم  کشورها جهان

آذربایجان: آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)


آرژانتین: سرزمین نقره(اسپانیایی)

 
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)


آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان


آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)


آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود


اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)


اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)


ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)

 
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)

استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)


استونی: راه شرقی (ژرمنی)

 
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)


اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)


افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی)

اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)


الجزایر:جزیره ها(عربی)


السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)


امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)


اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)


انگلیس: سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)


اوروگوئه: شرقی


اوکراین: منطقه مرزی(اسلاوی)

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی


ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)

 
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)

 
ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)

 
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)

بحرین: دو دریا (عربی)


برزیل: چوب قرمز

 
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)

بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و

 کیسه میداده.


بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود

 
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)

 
بوتان: تبتی تبار


بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا

 
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره -دیولا)

 
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

 
پاراگوئه: این سوی رودخانه


پاکستان: سرزمین پاکان


پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)


پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)


پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)


تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است

 
تایلند:سرزمین قوم تای

 
ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها


ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)

جامائیکا: سرزمین بهاران

جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)


چاد: دریاچه ( زبان بورنو)

 
چین:سرزمین مرکزی(چینی)


دانمارک: مرز قوم "دان"


دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)


روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش")


روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی)

 
رومانی: سرزمین رومی ها


زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)


ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)


ساحل عاج:ساحل عاج


سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)


سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان علیه السلام


سوئد: سرزمین قوم "سوی"


سوازیلند:سرزمین قوم سوازی


سوئیس: سرزمین مرداب

سودان: سیاهان(عربی)

سوریه: سرزمین آشور (سامی)


سیرالئون: کوه شیر

 
شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)


صحرا:بیابان(عربی)

 
صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)


عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)

 
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت

واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.


فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)


فنلاند:سرزمین قوم "فن"


فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ


قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)


قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)


قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)


کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)

 
کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")


کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)

کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)


کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)


گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)


لتونی:(لاتویا)

لبنان:سفید(عبری)


لهستان: سرزمین قوم "له"


لیبریا: سرزمین آزادی

 
مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)

 
مراکش:(مغرب)


مصر: شهر - آبادی

مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)

مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)


موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)


میانمار:(برمه)


میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)

نروژ: راه شمال

 
نیجر: سیاه (لاتین)


نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)

نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)


واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)

ونزوئلا: ونیز کوچک

 
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)


ویلز:بیگانگان(ژرمنی)


هلند: سرزمین چوب (آلمانی)


هند:پر آب (فارسی باستان)


هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)


یمن: خوشبخت


یونان: سرزمین قوم "یون"

 

دوست ندارید خدا ببخشدتون ؟!!  

 
 دوست ندارید خدا ببخشدتون ؟!!
 گفتم: چقدر احساس تنهايي مي‌كنم
 گفتي: فاني قريب من كه نزديكم (بقره/آیه 186(
 
 گفتم: تو هميشه نزديكي؛ من دورم... كاش مي‌شد بهت نزديك شم
 گفتي: و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدوو الأصال
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد كن (اعراف/آیه205(
 
گفتم: اين هم توفيق مي‌خواهد! 
گفتي: ألا تحبون ان يغفرالله لكم دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/ آیه 22(
 
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشي 
گفتي: و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه 
پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه كنيد (هود/آیه( 90
 
گفتم: با اين همه گناه... آخه چيكار مي‌تونم بكنم؟      
گفتي: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده مگه نمي‌دونيد خداست كه
توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌كنه؟! (توبه/آیه 104(
 
گفتم: ديگه روي توبه ندارم 
گفتي: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب 
ولي خدا عزيزه و دانا، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/آیه 3-2 (
 
گفتم: با اين همه گناه، براي كدوم گناهم توبه كنم؟  
گفتي: ان الله يغفر الذنوب جميعا خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/ آیه 53(
 
گفتم: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟ 
گفتي: و من يغفر الذنوب الا الله به جز خدا كيه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/آیه 135(
 
گفتم: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين كلامت كم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛
 ذوبم مي‌كنه؛ عاشق مي‌شم!  ...  توبه مي‌كنم
گفتي: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين خدا هم توبه‌كننده‌ها 
و هم اونايي كه پاك هستند رو دوست اره (بقره/آیه 222(
 
ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرك      
گفتي: اليس الله بكاف عبده دا براي بنده‌اش كافي نست؟ (زمر/آیه 36)
 
گفتم: در برابر اين همه مهربونيت چيكار مي‌تونم بكنم؟ 
گفتي: يا ايها الذين آمنوا اذكروا لله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا 
هو الذي يصلي عليكم وملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمؤمنين رحيما
 اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد كنيد و صبح و شب تسبيحش كنيد. 
او کسي هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت مي‌فرستن
 تا شما رو از تاريكي‌ها به سوي روشنايي بيرون بيارن. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه (احزاب/آیه 43-14 )
 

زنجیر عشق

 
يک روز بعد از ظهر وقتي اسميت داشت از کار برميگشت خانه، سر راه زن مسني را ديد که ماشينش خراب شده و ترسان توي برف ايستاده بود .اون زن براي او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسميت پياده شد و خودشو معرفي کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشين از جلوي من رد شدند ولي کسي نايستاد، اين واقعا لطف شماست .
وقتي که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد, زن پرسيد:" من چقدر بايد بپردازم؟"
و او به زن چنين گفت: " شما هيچ بدهي به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطي بوده ام.
و روزي يکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا مي خواهي که بدهيت رو به من بپردازي¸بايد اين کار رو بکني.
نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!"
چند مايل جلوتر زن کافه کوچکي رو ديد و رفت تو تا چيزي بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولي نتونست
بي توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتي بگذره که مي بايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگي روي پا بند نبود.
او داستان زندگي پيشخدمت رو نمي دانست¸واحتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد.
وقتي که پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلار شو بياره ، زن از در بيرون رفته بود ،
درحاليکه بر روي دستمال سفره يادداشتي رو باقي گذاشته بود.
وقتي پيشخدمت نوشته زن رو مي خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در يادداشت چنين نوشته بود:" شما هيچ بدهي به من نداريد.

من هم در اين چنين شرايطي بوده ام. و روزي يکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا مي خواهي که بدهيت رو به من بپردازي،بايد اين کار رو بکني.
نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!".
همان شب وقتي زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت در حاليکه به اون پول و يادداشت زن فکر ميکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسميت همه چيز داره درست ميشه

متشکرم پدر که نشان دادي ما چقدر فقير هستيم!

روزي از روزها پدري از يک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستايي برد تا او دريابد مردم تنگدست چگونه زندگي مي‌کنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ي خانواده‌اي بسيار فقير سر کردند و سپس به سوي شهر بازگشتند. در نيمه‌هاي راه پدر از فرزند پرسيد: خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟
- خيلي خوب بود پدر.
- پسرم آيا ديدي مردم فقير چگونه زندگي مي‌کنند؟
- بله پدر، ديدم...
- بگو ببينم از اين سفر چه آموختي؟
- من ديدم که:
ما در خانه ي خود يک سگ داريم و آنان چهار سگ داشتند.. ما استخري داريم که تا نيمه‌هاي باغمان طول دارد و آنان برکه‌اي دارند که پاياني ندارد، ما فانوسهاي باغمان را از خارج وارد کرده‌ايم، اما فانوسهاي آنان ستارگان آسمانند. ايوان ما تا حياط جلوي خانه‌مان ادامه دارد، اما ايوان آنان تا افق گسترده است......
ما قطعه زمين کوچکي داريم که در آن زندگي مي‌کنيم، اما آنها کشتزارهايي دارند که انتهاي آنان ديده نمي‌شود. ما پيشخدمتهايي داريم که به ما خدمت مي‌کنند، اما آنها خود به ديگران خدمت مي‌کنند. ما غذاي مصرفي‌مان را خريداري مي‌کنيم، اما آنها غذايشان را خود توليد مي‌کنند. ما در اطراف ملک خود ديوارهايي داريم تا ما را محافظت کنند، اما آنان دوستاني دارند تا آنها را محافظت کنند.
آن پسر همچنان سخن مي‌گفت و پدر سکوت کرده بود و سخني براي گفتن نداشت. پسر سپس افزود:

متشکرم پدر که نشان دادي ما چقدر فقير هستيم!

مرا ببخش و به خاطر بسپار

روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند ..

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام  از همکلاسی هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند. بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس  از اتمام، برگه های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند.

روز شنبه  معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها  نوشت. روز دوشنبه، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد.

شادی خاصی کلاس را فرا گرفت. معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید " واقعا؟ "   "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند. " دیگر صحبتی از آن برگه ها نشد. معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع  کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود . آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود ..دانش آموزان از خود و تک تک  همکلاسی هایشان راضی بودند  با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر  دورافتادند . چند سال بعد، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد. و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد.

او تابحال، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود. پسر کشته شده، جوان خوش قیافه و برازنده ای به نظر می رسید. کلیسا مملو از دوستان سرباز بود. دوستانش با عبور از کنار تابوت وی،  مراسم وداع را به جای آوردند. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .

به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود، به سوی او آمد و پرسید : "آیا شما معلم ریاضی مارک  نبودید؟ "معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : " چرا"  سرباز ادامه داد: " مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد. "پس از  مراسم تدفین، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند. پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند.

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید، به معلم گفت:"ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا  باشد. "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتر یادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها و بارها تا خورده و با  نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش درآورد.

خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت. آن کاغذها، همانی بودند که تمام  خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود.

مادر مارک گفت: " از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور  که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . "

همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت: " من هنوز لیست خودم را دارم. اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . "

همسر چاک گفت: " چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . "

مارلین گفت: " من هم برای خودم را دارم. توی دفتر خاطراتم گذاشته ام. "

سپس ویکی، کیفش را از ساک بیرون کشید و لیست فرسوده اش را به بچه ها نشان  داد و گفت:" این همیشه با منه . . . .

من فکر نمی کنم که کسی  لیستش را نگه نداشته باشد. "

معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده، گریه اش گرفت. او  برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند، گریه می کرد.

 

سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این  زندگی روزی به پایان خواهد رسید، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی  اتفاق خواهد افتاد. بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.

 به یاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید.

  دوست خوبم

اميدوارم هميشه خوبيهاي من رو به ياد داشته باشي و بدي هایم را ببخشي و از  ياد ببري ...

صميمانه برای تو آرزوي موفقيت و شادكامي دارم.

 

آينده را دگرگون کنيد

الله

پيشنهادهايى براى كسب اعتماد به نفس

تبیان-درباره ي اعتماد به نفس و اهمّيت آن در زندگى فردى و اجتماعى ، بسيار خوانده و بسيار شنيده ايم . اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است از همه زندگى گذشته او .

اعتماد به نفس ، چيزى نيست جز مجموعه شكست ها و موفّقيت هاى فرد و ارزيابى آنها . در نتيجه ، اعتماد به نفس در هر كس ، تصويرى است كه او از خود دارد ، تصويرى كه در يک شب حاصل نشده است و لذا در يک شب نيز نمى توان آن را دگرگون كرد.

در اين جا نمى خواهيم درباره ي اهمّيت اعتماد به نفس و نحوه ي شكل گيرى آن سخن بگوييم ، بلكه مى خواهيم راهى براى بهبود و افزايش آن ارائه كنيم و پيشنهادهايى براى پديد آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماييم . امّا قبل از بيان برخى دستورالعمل ها ، لازم است كه بر چند نكته تأكيد كنيم

- با خودتان روبه رو شويد !

اوّلين شرط افزايش اعتماد به نفس ، آن است كه دقيقاً با خودتان روبه روى شويد و ببنيد كه خودتان را چگونه ارزيابى مى كنيد ، چه نمره اى به خودتان مى دهيد و كدام جنبه ويژگى خود را بيشتر يا كمتر مى پسنديد . بدون چنين ارزيابى اى از خود و مواجهه با خويشتن ، هر كوششى نافرجام خواهد ماند.

 

- نيازمند زمان و كوشش هستيد

دومين نكته آن است كه اعتماد به نفس يا تصويرى كه از خودتان داريد ، محصول ساليان گذشته زندگى شماست و به تدريج ، به چنين صورتى درآمده است . تغيير و اصلاح آن نيز نيازمند زمان و كوشش است . اين سخن ، به معناى نااميد ساختن افراد نيست ، بلكه بدين معناست كه شناخت واقعيت ، در اين جا بسيار ضرورى است . مهم آن است كه واقعيّت را آن گونه كه هست ، بشناسيم و سپس در پىِ اصلاح آن برآييم . سفرهاى طولانى نيز با گام هاى نخستين آغاز مى شوند.

 

- هر حركت موثر است

سومين نكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى كسب اعتماد به نفس كامل باشد . فراموش نكنيد كه هنوز شخصيّت آرمانى و فردايى شما آفريده نشده است ، چرا كه هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانيم الگوهاى شخصيّتى خود را دگرگون كنيم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب كنيم.

حال با توجّه به اين چند نكته ، به توصيه هايى اشاره مي كنيم كه مى تواند به شما كمك كند تا اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد و تصوير مطلوب خود را بيافرينيد . در اين مقاله به دو مورد از آنها اشاره مي كنيم و در مقاله ي بعد 4 توصيه ي مهم و كاربردي ديگر را مورد بررسي قرار خواهيم داد :

 آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .

1 . گذشته را بپذيريد ، آينده را دگرگون كنيد

گذشته را به هيچ وجه نمى توان تغيير داد ، امّا آينده هنوز آفريده نشده است . در حقيقتْ آينده چيزى نيست جز انديشه هاى شما و كوشش براى آفريدن آنها و جامه ي عمل پوشاندن به آنها .

نخستين گام در جهت كسب اعتماد به نفس ، پذيرش همين واقعيّت ساده است .

از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هيچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نبايد چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاى گذشته نيست (چرا كه اين كار ، خود، قدم بلندى است براى رشد خويشتن)، بلكه مقصودْ آن است كه در بندِ گذشته نباشيم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نكنيم كه ما را از ديدن آينده باز دارد .

به جاى اين نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه كرد و پس از ارزيابى آن ، بر آينده متمركز بود و وقت خويش را صرف چيزى كرد كه توان آفريدن و دگرگون ساختن آن را داريم .

ما غالباً وقت و انديشه خود را صرف گذشته مى كنيم و در همان فضا زندگى مى كنيم و در نتيجه ، آينده خويش را نيز براساس همان گذشته اى كه از آن گريزان هستيم ، مى آفرينيم ، در صورتى كه بايد اين نگرش را تغيير داد و با نگاهى تازه  به خود و تجربيات گذشته ي خويش و قابليت هاى خود نگريست .

اين كار در آغاز، دشوار مى نمايد امّا با كمى تمرين مى آموزيم كه صادقانه با خطاهاى خود رو به رو شويم و حتى اگر لازم شد ، فيلسوفانه بر خويشتن بخنديم ، بى آن كه خود را تحقير كرده باشيم.

 

2 . محدوديت هاى خود را بشناسيد

لازم نيست كه هر يك از ما در همه ي زمينه ها سرآمد ديگران و به اصطلاح ، در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد . اين كمال طلبى افراطى و اين گونه انتظار داشتن از خويشتن ، ريشه در نشناختن خود دارد و آن روى سكّه بى اعتمادى است.

كسى كه خود را در آينه واقعيّت ديده است ، توانايى هاى خود را در كنار ضعف هاى خود ، پذيرفته است و به همين دليل ، اعتماد به نفس پيشرفته اى دارد .

براى مثال ، چنين كسى ممكن است خود را در رياضيات فوق العاده ، در ادبيات متوسط و در ورزش ضعيف بداند . او با دانستن اين سه واقعيّت ، ديگر نه خود را مى فريبد و نه به خود لطمه مى زند ، مى داند كه در كجا سرمايه گذارى كند و در چه مسائلى جولان دهد.

پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.

امّا اگر شخصى بى آن كه ارزيابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه ي عرصه ها نفر اوّل باشد ، بى شك در همه ي عرصه ها عقب خواهد افتاد .

يكى از كسانى كه نخستْ تصوّر غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر اين خصلت كمال طلبىِ افراطى خود پيروز شود ، مى گويد :

من دلْ مشغول كيفيت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت كار كنم ، امّا نمى خواهم كه در هر زمينه اى چنان سخت كار كنم كه هيچ كارى خوب از آب در نيايد و من دچار احساس شكست خوردگى شوم.

بنابراين ، پذيرش محدوديت هاى خويش ، روى ديگر سكّه شناخت و پذيرش توانايى و قابليت هاى خويش است.

با ضعف هاى خويش نيز چون قاضىِ عادلْ رفتار كنيد ، يا به تعبير بهتر ، همچون پزشكى باشيد كه مى خواهد بيمارى را درمان كند .

لازم نيست كه به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفّر باشيد و به سبب آن ضعف ، خود را تحقير كنيد . كافى است بخواهيد كه آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه كه اهمّيت دارند ، ببينيد و به تدريج آنها را برطرف سازيد.

 

اعتماد به نفس در هر كس ، تصویرى است كه  از خود دارد . تصویرى كه در یک شب حاصل نشده است و لذا در یک شب نیز نمى توان آن را دگرگون كرد.در این جا نمى خواهیم درباره ی اهمّیت اعتماد به نفس و نحوه ی شكل گیرى آن سخن بگوییم ، بلكه مى خواهیم راهى براى بهبود و افزایش آن ارائه كنیم و پیشنهادهایى براى پدید آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماییم . در مقاله ی قبل به دو مورد از آنها شد : " گذشته را بپذیرید ، آینده را دگرگون كنید" و " محدودیت هاى خود را بشناسید"

 

1- نتایجى را كه مى خواهید ، مجسّم كنید.

آرمانى را كه در ذهن خود دارید ، آینده اى را كه مى خواهید بیافرینید ، موقعیّتى را كه مى خواهید كسب كنید و ...، دقیقاً در ذهن خود مجسّم كنید و آنها را به صورت تصویرى بیافرینید .

مقصود ، خیالبافى بى اثر نیست بلكه هدفْ آن است كه تصویر روشنى از آنچه مى خواهید به دست آورید داشته باشید. این كار ، به شما كمك مى كند تا انرژى خود را بر آن هدفْ متمركز كنید .

فراموش نكنید كه رؤیاى امروز ، واقعیت فرداست و همه ی اختراعات ، نخست به صورت خیال و تصور بوده اند . این برخورد تصویرى با همه آرمان ها و اهداف ، براى شما مفید است و یارى تان مى دهد تا كم كم ، زمینه هاى عینى دستیابى به آنها را فراهم سازید .

 نویسنده كتاب تجسّم خلّاق مى گوید:

تخیّل ، توانایى آفریدن ایده اى یا تصویرى ذهنى در ذهن شماست . در تجسّم خلّاق ، تخیّل خود را براى آفریدن آنچه در آرزویش هستید ، به كار مى گیرید . سپس همواره بر آن ایده یا تصویر ، متمركز مى شوید و آن را تقویت مى كنید ، تا آن كه جامه ی واقعیت به تن كند و آنچه را خواسته اید ، به دست آورید .

بسیارى از انسان ها ، از این طریق توانسته اند به اهداف خود دست یابند. مهم این است كه شما ببینید كه چه تصویرى از اعتماد به نفس كامل دارید و سپس خود را در وضعى تصوّر كنید كه داراى آن ویژگى ها هستید.

این كار، به تدریج به شما كمك مى كند تا اعتماد به نفس مطلوب خود را به دست آورید. اگر هم مى خواهید از شرّ خصلتى رها شوید ، خود را در حالتى تصوّر كنید كه از آن خصلت ، هیچ اثرى در شما نیست . همین تصویر و تكرار آن و انجام دادن تمرین هاى اصلاحى دیگر ، به شما كمك مى كند تا از آن خصلت ناخوشایند ، رها شوید . این كار ، خیال پردازى بى خاصیت نیست ، بلكه واقعیّت روانشناختى پذیرفته شده اى است كه به بسیارى كسان ، یارى رسانده است.

 

2-  درباره ی اهدافتان با خود گفتگو كنید.

 اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .

اهداف خودتان را به صورت جملاتى مشخّص درآورید و آنها را به خودتان بگویید . این « به خود گویى» باید به صورت مثبت باشد . آدم بى هدف ، مانند مسافرى است كه وارد پایانه مسافربرى مى شود و گرچه در آن جا اتوبوس هاى فراوانى است ، امّا چون نمى داند به كجا مى خواهد برود ، نمى تواند سوار هیچ یك از آنها شود . هر كس باید اهداف خود را مشخّص سازد و آن گاه ، آنها را به صورت جملات مثبت درآورد و مرتّب براى خودش تكرار كند.

این كار ، چندان دشوار نیست . نخست براى خودتان اهداف واضح و معیّنى وضع كنید . این اهداف را به بلند مدّت و كوتاه مدّت تقسیم كنید ، آنها را بنویسید و آن گاه براى خود ، تكرار كنید و سپس در ذهن خود ، مجسّم سازید و ذهن خود را بدان ها مشغول كنید .

این اهداف باید واقعى و معقول باشند ، نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند .

 كافى است هدف ، كمى دور از دسترس باشد ، تا نیرو و توان شما را بسیج كند . این اهداف ، در آغاز مى تواند معقول ، كوتاه مدّت و حتى ساعتى باشد .

اهداف معقولى براى هر ساعت ، هر روز و هر هفته وضع كنید ، امّا اهداف بلند مدّت نیز در ذهن خود داشته باشید . موفّقیت در اهداف كوتاه مدّت ، شما را براى دست یافتن به اهداف بلند مدّت تر تشویق مى كند و انگیزه ی تلاش را در شما بیدار مى سازد . همواره این اهداف را به خود یادآورى كنید ، تا بخشى از ضمیر ناخودآگاه شما گردد و گوشه اى از شخصیّت شما شود . شما با این كار ، خود را براى تحقّق این اهداف ، شرطى مى سازید .

هنگامى كه مى خواهید اهداف خویش را به صورت جملات تأكیدى و مثبت درآورید ، به این نكات توجّه داشته باشید:

الف) جملات را در قالب اوّل شخص مفرد درآورید ، مانند : من مى خواهم ...

ب) در جملات خود ، فعل مربوط به زمان حال را به كار ببرید ، مانند : من تصمیم دارم ، من احساس مى كنم و ...

ج) نتایج نهایى اى را كه مى خواهید به دست آورید ، توصیف كنید و بر جنبه مثبت هدف خود تأكید كنید ، نه جنبه منفى آن .

 

3-  تصمیم گرفتن را تمرین كنید

اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج  داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.

روانشناسان ، نشان داده اند كه كودكانى كه در سال هاى اوّلیه زندگى خود ، تشویق شده اند تا براى خود تصمیم بگیرند ، از دیگر كودكانى كه این موقعیّت را نداشته اند ، در اعتماد به نفس، رتبه بالاترى كسب كرده اند. تمرین تصمیم گیرى ، به شما كمك مى كند تا نسبت به قدرت قضاوت خود ، اطمینان بیشترى به دست آورید و در نتیجه ، اعتماد به نفس كامل ترى كسب نمایید.

زندگى سراسر ، عرصه تصمیم گیرى است و ما لحظه اى را بى آن از سر نمى گذرانیم و از بامداد تا شامگاه و در همه جنبه هاى زندگى ، ناگزیر از تصمیم گیرى هستیم . اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم ، به تدریج  داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.

 

مهم نیست كه در چه زمینه اى تصمیم بگیریم. مهم ، تمرین تصمیم گیرى است . یادمان باشد كه قضاوت درست ، نتیجه تجربه است و تجربه ، خود ، نتیجه چندین قضاوت نادُرست .

بنابراین ، از هر فرصتى براى تصمیم گیرى استفاده كنید و این نیرو را در خویش پرورش دهید . تصمیم گرفتن ، مستلزم خطرپذیرى و احساس مسئولیت است . لذا اگر هم نتایج تصمیم شما خوشایندتان نبود ، مسئولیت آن را بپذیرید.

 

4- در برخى زمینه ها متخصّص شوید.

آگاهى عمومى ، لازمه ی زندگى فردى و اجتماعى است ، امّا كافى نیست .

براى پیشرفت در زندگى فردى و حرفه اى ، شما باید در زمینه هایى متخصّص و منحصر به فرد باشید . این زمینه ها ، هر چیزى مى تواند باشد . شما با توجّه به علائق خود ، بهتر است در برخى رشته ها تا مرحله تخصّص پیش بروید .

همین نكته كه شما چیزى مى دانید كه دیگران نمى دانند و توانایى كارى دارید كه دیگران آن توانایى را ندارند ، به شما اعتماد به نفس فوق العاده اى مى بخشد .

هر تخصّصى و در هر زمینه اى ، سنگ بناى برآوردن اعتماد به نفس ارزنده شماست . شما مى توانید در عرصه زبان ، حرفه ، تجارت ، فرهنگ ملّى ، ادیان و یا هر عرصه دیگرى ، متخصّصى شوید كه دیگران به قضاوت شما در آن عرصه احترام بگذارند . موقعیّت سنّى یا تحصیلى و یا شغلى هم در این مسئله هیچ نقشى ندارد و شما در هر شرایطى مى توانید به دنبال یك یا چند تخصّص باشید . به تعبیر دیگر ، باید از گهواره تا گور، دانش جست . لازمه این كار ، داشتن آمادگى براى آموختن و صرف وقت و سرمایه گذارى براى پیشبرد تحصیلات و تخصّص خویش است .

باید «آموزش مداوم» را به عنوان یك اصل در زندگى خویش بپذیریم و آن را براى كسب موفّقیت در زندگى فردى و حرفه اى و اجتماعى خویش به كار گیریم و شعار « آموزش در همه مراحل زندگى » را دستورالعمل خود سازیم.

منبع : بخشی از كتاب " روابط انسانی: اصول و تمرینات " – نویسنده :  بارى ریس و روندا برانت

ترجمه : سید حسن اسلامى

حقیقت کوچک و شگفت انگیز

 

اگر:  A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z  برابر

26-25-24-23-22-21-20-19-18-17-16-15-14-13-12-11-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1 باشد ...

کار سخت   HARD WORK

H+A+R+D+W+O+R+K

98%=11+18+15+23+4+18+1+8

دانش  KNOWLEDGE

K+N+O+W+L+E+D+G+E

96%=5+7+4+5+12+23+15+14+11

عشق  LOVE

L+O+V+E

54%=5+22+15+12

خوشبختی  LOCK

L+O+C+K

47%=11+3+21+12

 

(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است؟؟)

پس چه چیز صد در صد را می سازد؟

پول؟... نه!!! MONEY

M+O+N+E+Y

72%=25+5+14+15+13

رهبری؟.... نه!!!   LEADERSHIP

L+E+A+D+E+R+S+H+I+p

97%=16+9+8+19+18+5+4+1+5+12

هر مساله ای راه حلی دارد تنها اگز نگرشمان را تغییر دهیم.

به قسمت بالا برگردید، به 100%واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیش تر رفتن احتیاج داریم؟؟

نگرش  ATTITUDE

A+T+T+I+T+U+D+E

100%=5+4+21+20+9+20+20+1

رمز موفقیت

گزارشگری از یک رییس بانک سوال کرد:

"رمز موفقیت شما در چیست؟

رییس پاسخ داد:

-جواب شما دو کلمه است.

-و آن دو کلمه چه هستند؟

-تصمیم های درست.

-و چه طور می توان تصمیم های درست گرفت؟

-جواب شما یک کلمه است.

-و آن چیست؟

-تجربیات.

-و تجربه چگونه به دست می آید؟

-پاسخ دو کلمه است.

-و این دو کلمه چه هستند؟

 ای قوم به حج رفته کجایید کجایید                   معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار                در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی​صورت معشوق ببینید                 هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید                      یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان​هاش بگفتید              از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت                  یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد               افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

 

"مولانا

اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!آن كه پژوهش را استمرار نميبخشد از درك دانش بي نصيب است.

حضرت علي(ع)

اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!حسد اعمال نيك را ميخورد و چناچه آتش هيزم را.

حضرت محمد(ص)

www.smsbazy.blogfa.com

خدایا،

تو را به حق بزرگمهرت

 و آنکه صمیمانه او را می نوازد،

 ما را میهمانی شایسته برای این ماه قرار بده

جمعیت و نسبت های جنسی در ایران:

بر اساس آخرین سرشماری کشور در سال 1385, جمعیت کل کشور بالغ بر 71,208,382 بوده است که از این تعداد  جمعیت مردان 36,179,711  و جمعیت زن: 35,128,671 به ثبت رسیده است.

نسبت جنسی در هنگام تولد در کشور ایران برابر است با   1.05 (105 پسر به 100 دختر) و نسبت جنسی کل(نسبت تعداد کل مردان به تعداد کل زنان) در کشور ایران برابر است با 1.03 مرد/زن (103 مرد به 100 زن).در تمامی جوامع بشری زنان به طور طبیعی بیش از مردان عمر می کنند و همین امر موجب کاهش نسبت های جنسی در میان افراد کهنسال می گردد. همچنان که هم اکنون بیش از 70 درصد از جمعیت کهنسال کشور ایران را نیز زنان به خود اختصاص می دهند. ولی در تمامی گروه های سنی دیگر (به استثنای گروه سنی بالاتر از 60 سال) تعداد مردان بیش از تعداد زنان می باشد. در جدول زیاد آمار گروههای مختلف سنی را به تفکیک می توانید مشاهده کنید.

 

 

مرد

زن

جمع كل

36,079,71

35,128,671

0-4 ساله

2801568

2662410

9- 5 ساله

2820524

2688533

14-10 ساله

3441245

3267349

19-15 ساله

4442901

4283860

24-20 ساله

4611851

4399571

29-25 ساله

3760167

3464785

34-30 ساله

2837969

2615562

39-35 ساله

2511545

2409579

44-40 ساله

2081679

2007479

49-45 ساله

1792481

1730280

54-50 ساله

1386063

1369357

59-55 ساله

923536

964445

64-60 ساله

726449

745431


ملاصدرا می گوید:

خداوند بی نهایت است و لامكان و بی زمان

 اما

به قدر فهم تو كوچك می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

 و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

 و به قدر ایمان تو كارگشا می شود.

 

اندرزهای لقمان

دو چیز را فراموش نکن:

 یاد خدا و یاد مرگ.

 

دوچیز را فراموش کن:

 بدی دیگران در حق تو و خوبی تو در حق دیگران

 

چهار چیز را نگه دار :

گرسنگیت را سر سفره دیگران

زبانت را درجمع

دلت را سر نماز

چشمت را در خانه ی دوست

کسی که پا دارد و گدایی می کند، پاهای او زیادی است.

عربی

    اگر پشیمانی شاخ داشت، شاخش به آسمان رسیده بود.

ایرانی

 دو نوع زن وجود دارد: با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر.

ایتالیایی

    هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.

آلمانی

    برای این که انسان کمال یابد، صد سال کافی نیست، ولی برای بدنامی او یک روز کافی است.

چینی

  انسان باید با دیگران کم و با خودش زیاد حرف بزند.

دانمارکی

    حیوان به پایش بسته می شود، انسان به قولش..

انگلیسی

   آدم متکبر حاضر است راه را گم کند، ولی از کسی نپرسد.

ایرانی


 

G REAT 6 MORALS
 
 
Do you know the Relationship between
 two eyes?
 
1)   They blink together,
 
2)   They move together,
 
3)   They Cry together,
 
 
4)   They see things together
 
5)   They Sleep together
 
 
6)   BUT They never see each other
 
 
THAT'S FRIEND SHIP

مشخصات یک دوست خوب

*تو را همان گونه که هستی می پذیرد
*به تو ایمان دارد
*برای سلام گفتن و احوالپرسی به تو تلفن می کند
*هرگزاز تو مایوس نمی شود
*از خطاهایت چشم می پوشد
*بدون قید و شرط می بخشد
*یاری رسان است
*دعوت کننده است
*در مواقع ضروری حاضر است
*در قلب او جا داری
*تو را دوست دارد برای آن چه که هستی
*وجود او حال و هوای تو را تغییر می دهد
*هرگز داوری نمی کند
*حمایت خود را دریغ نمی کند
*ترس ها و نگرانی هایت را تسکین می بخشد
*به تو دل و جرات می دهد
*چیزهای خوبی درباره تو می گوید
*وقتی که نیاز به شنیدن حقیقت دارید آن را برایتان بازگو میکند
*تو را درک می کند
*برایت ارزش قایل است
*در کنار تو حرکت می کند
*آن چه را که متوجه نمی شوی برای تو شرح می دهد
*وقتی گوش نمی دهی بر سرت فریاد می کشد
*و وقتی بیش از حد سخن می گویی تو را به خاموشی دعوت می کند.

 


May the angels protect U.. May sadness 4get U..
May goodness surround U..May happiness be round U..
and may Allah always bless U..!!

زیباترین چیز در دنیا

روزی فرشته ای از فرمان خدا سرپیچی کرد وبرای پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد. فرشته از خداوند تقاضای بخشش کرد. خداوند با مهربانی نگاهی به فرشته انداخت وفرمود:من تورا تنبیه نمیکنم، ولی تو باید کفاره گناهت را بپردازی. کاری را به تو محول میکنم،به زمین برو وبا ارزشترین چیز دنیا را برای من بیاور.

فرشته خوشحال از اینکه فرصتی برای بخشوده شدن دارد به سرعت به سمت زمین رفت.سالها روی زمین به دنبال با ارزشترین چیز دنیا گشت.روزی به یک میدان جنگ رسید، سرباز جوانی رایافت که به سختی زخمی شده بود . مرد جوان دردفاع از کشورش با شجاعت جنگیده بود وحالا درحال مردن بود فرشته آخرین قطره از خون سرباز را برداشت وبا سرعت به بهشت باز گشت.

خداوند فرمود:به راستی چیزی که تو آوردی باارزش است. سربازی که زندگیش را برای کشورش میدهد، برای من خیلی عزیز است، ولی برگرد وبیشتر بگرد.

فرشته به زمین بازگشت وبه جستجوی خود ادامه داد. سالیان دراز در شهرها ،جنگلها ،ودشتها گردش کرد. سرانجام روزی در بیمارستان بزرگ پرستاری دید که بر اثر یک بیماری در حال مرگ بود.

پرستار از افرادی مراقبت کرده بود که این بیماری را داشتند و آنقدر سخت کار کرده بودکه مقاومتش را از دست داده بود. پرستار رنگ پریده در تختخواب سفری خود خوابیده بود ونفس نفس میزد.

در حالی که پرستار نفسهای آخرش را میکشید، فرشته آخرین نفس پرستار را برداشت وبه سرعت به سمت بهشت رفت.

وبه خداوند گفت:خدوندا مطمئنم آخرین نفس این پرستار فداکار با ارزشترین چیزدر دنیاست. خداوند پاسخ داد: این نفس چیز با ارزشی است. کسی که زندگیش را برای دیگران میدهد، یقینا از نظر من با ارزش است.ولی برگرد ودوباره بگرد.

فرشته برای جستجو ی دوباره به زمین بازگشت وسالیان زیادی گردش کرد.

 شبی مرد شروری را که براسبی سوار بود درجنگل یافت. مرد به شمشیر ونیزه مجهز بود.او میخواست از نگهبان جنگل انتقام بگیرد.

مرد به کلبه کوچکی که جنگلبان وخانواده اش درآن زندگی میکردند، رسید.نور از پنجره بیرون میزد.مرد شرور از اسب پایین آمد واز پنجره داخل کلبه را بدقت نگاه کرد.

زن جنگلبان را دیدکه پسرش را میخواباند و صدای اورا که به فرزندش دعای شب را یاد میداد،شنید.چیزی درون قلب سخت مرد ،ذوب شد. آیا دوران کودکی خودش را بیاد آورده بود؟

چشمان مرد پر از اشک شده بود وهمان جا از رفتار ونیت زشتش پشیمان شد وتوبه کرد.

فرشته قطره ای اشک از چشم مرد برداشت وبه سمت بهشت پرواز کرد.

خداوند فرمود:

این قطره اشک با ارزشترین چیزدردنیاست، برای اینکه این اشک آدمی است که توبه کرده وتوبه درهای بهشت را باز میکند.

 

عکس: خبرگزاری ایسنا/ مونا هوبه‌فکر

در آیه کریمه قرآن آمده است:

«ولو نزلناه علی بعض الاعجمین فقراه علیهم ماکانو به مومنین».

یعنی اگر قرآن را به فردی از عجم فرو می فرستادیم اینان (اعراب) هرگز به آن ایمان نمی آوردند.

امام جعفر صادق (ع) در همین زمینه می‌فرمایند:
 آری اگر قرآن بر عجم نازل شده بود، عرب به آن ایمان نمی‌آورد
ولی بر عرب نازل گشت و عجم ایمان آورد و این فضیلت ایرانیان است.

داستان دو فرشته

Learning to love my flabdominals

روزي روزگاري دو فرشته کوچک در سفر بودند .
يک شب به منزل فردي ثروتمند رسيدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپري کنند . آن خانواده بسيار بي ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق ميهمانان شب را سپري کنند و در عوض آنها را به زيرزمين سرد و تاريکي منتقل کردند . آن دو فرشته کوچک همانطور که مشغول آماده کردن جاي خود بودند ناگهان فرشته بزرگتر چشمش به سوراخي در درون ديوار افتاد و سريعا به سمت سوراخ رفت و آنرا تعمير و درست کرد.
فرشته کوچکتر پرسيد : چرا سوراخ ديوار را تعمير کردي .
فرشته بزرگتر پاسخ داد : هميشه چيزهايي را که مي بينيم آنچه نيست که به نظر مي آيد .
فرشته کوچکتر از اين سخن سر در نياورد .
فردا صبح آن دو فرشته به راه خود ادامه دادند تا شب به نزديکي يک کلبه متعلق به يک زوج  کشاورز رسيدند . و از صاحبخانه خواستند تا اجازه دهند شب را آنجا سپري کنند.
زن و مرد کشاورز که سني از آنها گذشته بود با مهرباني کامل جواب مثبت دادند و پس از پذيرايي اجازه دادند تا آن دو فرشته در اتاق آنها و روي تخت انها بخوابند و خودشان روي زمين سرد خوابيدند .
صبح هنگام فرشته کوچک با صداي گريه مرد و زن کشاورز از خواب بيدار شد و ديد آندو غرق در گريه مي باشند . جلوتر رفت و ديد تنها گاو شيرده آن زوج که محل درآمد آنها نيز بود در روي زمين افتاده و مرده .
فرشته کوچک برآشفت و به فرشته بزرگتر فرياد زد : چرا اجازه دادي چنين اتفاقي بيفتد . تو به خانواده اول که همه چيز داشتند کمک کردي و ديوار سوراخ آنها را تعمير کردي ولي اين خانواده که غير از اين گاو چيز ديگري نداشتند کمک نکردي و اجازه دادي اين گاو بميرد.
فرشته بزرگتر به آرامي و نرمي پاسخ داد : چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيد.
فرشته کوچک فرياد زد : يعني چه من نمي فهمم.
فرشته بزرگ گفت : هنگامي که در زير زمين منزل آن مرد ثروتمند اقامت  داشتيم ديدم که در سوراخ آن ديوار گنچي وجود دارد و چون ديدم که آن مرد به ديگران کمک نمي کند و از آنچه دارد در راه کمک استفاده نمي کند پس سوراخ ديوار را ترميم و تعمير کردم تا آنها گنج را پيدا نکنند .
ديشب که در اتاق خواب اين زوج خوابيده بودم فرشته مرگ آمد و قصد گرفتن جان زن کشاورز را داشت و من بجاي زن گاو را پيشنهاد و قرباني کردم .
چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيند .

 

توصیه های رژیمی برای سالم زیستن

4 common health myths busted

-مصرف مواد غذايي سرخ شده را به حداقل کاهش دهيد .

2-در سرخ کردن مواد غذايي از روغن مخصوص سرخ کردن استفاده کنيد .

3-روزي 1 قاشق مربا خوري روغن زيتون مصرف کنيد .

4-روزي 2 عدد گردو مصرف کنيد .

5-غذا کم چرب تهيه کنيد و در تهيه غذا از روغن مايع و افتابگردان ، کدو، کلزا و روغن جامد به نسبت مساوي استفاده کنيد و سعي کنيد رفته رفته مصرف روغن جامد را به حداقل برسانيد و از روغن مايع استفاده کنيد .

6-مصرف ميوه جات و سبزيجات تازه را هرگز فراموش نکنيد .

7-از سبزيجات برگ سبز و پهن مثل جعفري ، شاهي ، اسفناج برگ چغندر زياد استفاده کنيد .

8-روزي حتماً 1 عدد هويچ ميل نمائيد .

9-به اندازه کافي آب مصرف کنيد (3-2 ليتر)

10-روزي حداقل 45 دقيقه ورزش با نرمش انجام دهيد .

11-صبح بعد از بيدار شدن از خواب و حداقل يک ربع قبل از صرف صبحانه 1 ليوان آب بنوشيد .

12-از مصرف تنقلات مثل چيپس و پفک مخصوصاً براي کودکان جداً پرهيز کنيد .(سرطان زايي)

13-مصرف نوشابه هاي گازدار را محدود کنيد (سرطان زايي ، کاهش قدکودکان و پوکي استخوان )

14-به جاي نوشابه گازدار از آب يا دوغ يا شربتهاي خانگي استفاده کنيد .

15-به کودکان خود از مفيد بودن لبنيات صبحت کنيد و حداقل 3 ليوان در طول روز شير در سهميه غذايي کودکان خود قرار دهيد .

16-حداقل 2 بار در هفته ماهي مصرف کنيد .

17-غذا کم نمک مصرف کنيد .

18-جوانه گندم يا ماش يا عدس تهيه کرده و به همراه سالاد يا در غذا استفاده کنيد .

19-مصرف سبوس غلات و نانهاي سبوس دار توصيه مي شود .

20-مصرف کله پاچه را به حداکثر 1 بار در ماه محدود کنيد .

21-درموارد بالا بودن چربي و فشار خون دل و قلوه و جگر کم مصرف کنيد و مصرف کله پاچه را حذف کنيد.

22-همراه غذا حتماً سالاد يا سبزي يا ميوه مصرف کنيد .

پول، وسیله یا هدف

همه ما مانند اتوموبیلی هستیم كه موتور قوی دارد اما آنچه كه چرخ‌ها را به نرمی می‌چرخاند روغن است نه موتور!

   سیستم ارزش همان موتور است اما روغن چرخ‌ها همان پول است كه چرخ زندگی را به راحتی و نرمی به حركت درمی‌آورد.

   باید سیستم انرژی‌های فردی داشته باشیم و آنها را بكار گیریم. افراد ثروتمند زیادی را می‌شناسم كه از گرسنگی جان داده‌اند! همیشه افسرده بوده‌اند، مورد تنفر بوده‌اند، دروغگو و متغلب بوده‌اند،... در حالیكه پول هم می‌تواند بهترین غذا را بخرد و هم بهترین معالجه و... و غیره. اینها همان ثروتمندان، بدون سیستم ارزش‌ها هستند. اگر هدف از ثروتمند شدن، همان ثروتمندی باشد، ثروت به بزرگ‌ترین مشكل تبدیل خواهد شد. اگر سیستم ارزش‌های یك فرد آرزوی ثروتمند شدن را داغ‌تر كند، زیرا برای پیاده كردن ارزش‌های بالاتر نیاز به ثروت است می‌توان ادعا كرد كه ثروت می‌تواند خوشحالی بخرد وگرنه ثروت به خودی خود متعفن و باعث فساد است.

     می‌توان ادعا كرد كه پول خوشبختی نمی‌آورد اما كمبود پول باعث بدبختی است. پول وسیله است و سیستم ارزش‌های فردی و اخلاقی و اجتماعی در فرد تعیین می‌كند كه این وسیله چگونه بكار گرفته شود. هر قدر سیستم ارزش‌ها قوی‌تر باشد (موتور زندگی)، چرخ زندگی سریع‌تر می‌چرخد و نسبتا نیاز به پول بیشتر (روغن‌كاری چرخ زندگی) دارد. بدون پول سیستم ارزش‌ها كار‌آیی خود را از دست می‌دهند (غالبا) و یا به سختی به كار گرفته می‌شوند زیرا چرخ زندگی خشك است و بدون پول نمی‌چرخد همچنین در غیبت یك سیستم ارزش‌ها، حتی اگر چرخ‌های زندگی به خوبی روغن‌كاری شده ‌باشند (توسط پول)، موتور زندگی قدرت ندارد و آن‌همه روغن‌كاری به هدر می‌رود... به همین دلیل یك ثروتمند بدون سیستم ارزش‌ها از گرسنگی می‌میرد و باعث بدبختی دیگران می‌شود، و یا مورد تنفر است. پول و سیستم ارزش‌ها مانند اسب و ارابه به هم متصل هستند. یكی بدون دیگری، كار‌آیی خود را از دست می‌دهد

سخنی از ناپلئون هیل

   مبناي مداومت و پايداري قدرت اراده است. وقتي نيروي ميل و اشتياق و اراده به درستي تركيب شود تركيبي مقاومت ناپذير ايجاد مي‌شود.

   فقر نصيب كسي مي‌شود كه ذهنش مايل به آن است. به همين صورت ثروت هم نصيب كساني مي‌شود كه براي جذب آن آمادگي دارند. با ابن حال در هر دو مورد قوانين مشابهي حاكم هستند ذهنيت فقر بدون استفاده آگاهانه از عادات مناسب آن رشد مي كند. ذهنيت پول بايد در اشخاص ايجاد شود مگر اينكه كساني با اين ذهنيت متولد شود.

   به مفهوم دقيق اين پاراگراف توجه كنيد، تا به معناي مداومت در جريان انباشت ثروت و رسيدن به موفقيت پي ببريد. بدون مداومت، از همان آغاز مغلوب مي‌شويد. اما با مداومت در شمار برندگان قرار مي‌گيريد.

  قدرت همكاران مغز انسان را مي توان با يك باطري مقايسه كرد. اين يك حقيقت است كه مجموعه با طريهاي الكتريكي، در مقايسه با يك باتري برق بيشتري توليد مي كنند. همچنين مشخص است كه هر باطري با توجه به واحدها و ظرفيت خود برق توليد مي‌كند.

    مغز هم به شكل مشابهي فعاليت مي كند. بعضي از مغزها در مقايسه با مغزهاي ديگران فعالترند و با كنار هم قرار گرفتن هماهنگ چند مغز انرژي فكري بيشتري در مقايسه با يك مغز ساده توليد مي‌شود.درست همانطور كه چند باطري بيش از يك باطري نيرو ايجاد مي كند.
   در انتخاب همكاران خود وسواس كافي به خرج دهيد، يكي از آنها ماهيتي اقتصادي دارد و ديگري ماهيتي رواني. ويژگي اقتصادي آن مشخص است. هركس بتواند با اشخاصي كه از شعور مقبول برخوردار باشند همكاري كند، با آنها هماهنگ باشد و از توان آنها بهره بجويد، به سودخود كار كرده است. اين تعاون و همكاري مبناي تقريباً همة موفقيتهاي بزرگ بوده است. درك شما از اين حقيقت بزرگ مي‌تواند موقعيت مالي شما را مشخص سازد. درك مرحلة رواني اصل گروه همكار بسيار دشوارتر است.

   شايد اين عبارت شما را در درك موضوع كمك كند. هر دو مغزي كه در كنار هم قرار مي‌گيرند مغز سومي با نيرويي نامرئي و ناملموس ايجاد مي كنند كه مي‌تواند با مغز سومي در ارتباط باشد.

خدا حافظ بیجینگ 2008

Photo

 

Overall Medal Count

ایران مقام ۵۱ در این دوره بازی ها
Country Gold Silver Bronze Total
 United States 36 38 36 110
 China 51 21 28 100
 Russia 23 21 28 72
 Britain 19 13 15 47
 Australia 14 15 17 46
 Germany 16 10 15 41
 France 7 16 17 40
South Korea 13 10 8 31
 Italy 8 10 10 28
 Ukraine 7 5 15 27
 Japan 9 6 10 25
 Cuba 2 11 11 24
 Belarus 4 5 10 19
 Spain 5 10 3 18
 Canada 3 9 6 18
Netherlands 7 5 4 16
 Brazil 3 4 8 15
Kenya 5 5 4 14
 Kazakhstan 2 4 7 13
 Jamaica 6 3 2 11
 Poland 3 6 1 10
 Hungary 3 5 2 10
 Norway 3 5 2 10
 New Zealand 3 1 5 9
 Romania 4 1 3 8
 Turkey 1 4 3 8
Ethiopia 4 1 2 7
 Denmark 2 2 3 7
Azerbaijan 1 2 4 7
 Czech Republic 3 3 0 6
Slovakia 3 2 1 6
Georgia 3 0 3 6
North Korea 2 1 3 6
 Argentina 2 0 4 6
 Switzerland 2 0 4 6
 Uzbekistan 1 2 3 6
 Armenia 0 0 6 6
Slovenia 1 2 2 5
 Bulgaria 1 1 3 5
 Indonesia 1 1 3 5
 Sweden 0 4 1 5
 Croatia 0 2 3 5
Lithuania 0 2 3 5
 Mongolia 2 2 0 4
 Thailand 2 2 0 4
Zimbabwe 1 3 0 4
 Finland 1 1 2 4
 Greece 0 2 2 4
Nigeria 0 1 3 4
 Taiwan 0 0 4 4
 Mexico 2 0 1 3
 Latvia 1 1 1 3
 India 1 0 2 3
 Austria 0 1 2 3
Ireland 0 1 2 3
 Serbia 0 1 2 3
Belgium 1 1 0 2
 Dominican Republic 1 1 0 2
 Estonia 1 1 0 2
Portugal 1 1 0 2
 I.R.Iran 1 0 1 2
 Trinidad & Tobago 0 2 0 2
 Algeria 0 1 1 2
Bahamas 0 1 1 2
Colombia 0 1 1 2
Kyrgyzstan 0 1 1 2
 Morocco 0 1 1 2
 Tajikistan 0 1 1 2
Bahrain 1 0 0 1
Cameroon 1 0 0 1
 Panama 1 0 0 1
Tunisia 1 0 0 1
Chile 0 1 0 1
 Ecuador 0 1 0 1
Iceland 0 1 0 1
Malaysia 0 1 0 1
Netherlands Antilles 0 1 0 1
 Singapore 0 1 0 1
South Africa 0 1 0 1
 Sudan 0 1 0 1
 Vietnam 0 1 0 1
Afghanistan 0 0 1 1
 Egypt 0 0 1 1
 Israel 0 0 1 1
 Mauritius 0 0 1 1
 Moldova 0 0 1 1
 Togo 0 0 1 1
 Venezuela 0 0 1 1
Click Here

سهم شما از دنیا چیست؟

 

 آیا تا به حال به این پرسش اندیشیده اید كه «سهم شما از این دنیا چیست»؟

نقطه كانونی این پرسش، درنگ در این آیه است:

«و لا تنس نصیبك من الدنیا و سهم خود را از دنیا فراموش مكن».1

امیرمؤمنان علیه‌السلام در تفسیر «سهم» می فرماید: «سلامت ، توانایی ، فرصت ، جوانی و شادابیت را فراموش مكن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آوری».

به اختصار، تواناییها و فرصتهای زندگی را یادآور می شویم، تا پاسخی برای سهم شما بیابیم.این تواناییها و فرصتها عبارتند از:

 

1. فن بهتر زیستن

فرصت جوانی ، ربودنی و رفتنی است و ضایع ساختن آن، چیزی جز غم، اندوه و پشیمانی را برای دوران پس از آن، به جا نمی گذارد.

بزرگترین فن بهتر زیستن، بهره جستن از فرصتهای بی نظیری است كه به سرعت می گذرند. «فرصت جوانی» ، با دیگر ذخایری كه در اختیار دارید ، تفاوت دارد. مدت زمان جوانی را نمی توان تغییر داد. این فرصت، ربودنی و رفتنی است و ضایع ساختن آن، چیزی جز غم، اندوه و پشیمانی را برای دوران پس از آن، به جا نمی گذارد. از پیامبر رحمت (ص) چنین نقل شده است:

« از دست دادن فرصت، اندوهبار است ».3

جوانی، فرصتی جبران ناپذیر است، و «خست» و «دقت» در آن، امری پسندیده و نیكوست. از این رو ، مسامحه در گذشت ساعات و روزهای دوران جوانی، روا نیست ، بلكه آراستن آن با تلاش، كوشش و فعالیت، آینده های سبز و سرشار از موفقیت را رقم خواهد زد. رسول گرامی اسلام می فرماید:

« پروردگار فرشته هایی دارد كه هر شب نازل شده، بانگ میزنند: ای بیست ساله ها! تلاش و جدّیت كنید».4

لحظات زندگی را جدی بگیرد و فرصت جوانی را دریابید.

 

2. برنده بودن

بزرگترین ضعف یك جوان، كوچك شمردن خویش است. همانا انسان را چیزی مانند همتش، بلند نمی گرداند.

انسان با همت، همواره برنده است.

او به فكر جواب است،همیشه طرحی دارد،مشكل را ممكن می شمارد و در هر مشكلی، راه حل آن را می بیند.

خودتان را دست كم نگیرید و كوچك نشمرید ، زیرا هر كس بر نردبان همت فراز آید ، به مقصود دست یابد.

 

3. مقصرترین ها

آنان كه روح مأیوسی دارند، مقصرترین افرادند ، زیرا رشته پیوند با زندگی را بریده و به نوعی به خودكشی روحی روی آورده اند. اگر امید نباشد ، مثل این است كه خانه وجود انسان چراغ نداشته باشد.

شما وقتی به شرایط موجود خود عشق می ورزید و از اراده و تلاش برخوردار می گردید كه افق آینده را روشن ببینید.

در زندگی، همیشه چراغ امید را روشن نگه دارید كه با فروغ آن، نیازها، علایق، خواسته ها و تمایلات، سمت و سوی سالم می یابند و با اتكا به نیروی اراده و تصمیم، جامه عمل می پوشند.

اگر امید از آدمی گرفته شود ، بدبخت ترین موجود زمین خواهد شد و « غول افسردگی» او را اسیر اضطرابها، نگرانیها، دشواریهای تحصیلی، شغلی، مالی و مشكلات ناشی از روابط خانوادگی و اجتماعی می سازد و دنیای او را غم انگیز، سرد و بی روح می كند. سعی كنید از چیرگی ظلمت ناامیدی بپرهیزید ، چون هنگامی كه ناامیدی قلب آدمی را تسخیر كند، تأسف، وی را از پای در آورد.

امیرمؤمنان علیه‌السلام میفرماید: «برای ناامید، تلخی و درد و هلاكت است».5

آنان كه روح مأیوسی دارند، مقصرترین افرادند ، زیرا رشته پیوند با زندگی را بریده و به نوعی به خودكشی روحی روی آورده اند. اگر امید نباشد ، مثل این است كه خانه وجود انسان چراغ نداشته باشد.

دنیای جوان، با امید برپاست و موفقیت و پیشرفت او، مرهون پرورش این «عطیه الهی» در قلب تپنده اوست.

4. یك تصمیم موفق

دوراندیشی، نوعی عاقبت نگری است كه ثمره آن، سالم ماندن از آسیبها است. كسی كه دوراندیشی او را پیش نبرد، ناتوانی و درماندگی، عقب نگاهش می دارد. در هر تصمیمی، دوراندیشی را فراموش نكنید. پیروزی، با دوراندیشی و اراده پایدار، به دست می آید و ارمغانش برای شما خوشبختی خواهد بود.

مردی با اصرار بسیار از رسول اكرم یك جمله به عنوان اندرز خواست. رسول اكرم به او فرمود:

اگر بگویم به كار میبندی؟

- بلی یا رسول الله!

رسول اكرم بعد از این كه سه بار از او قول گرفت و او را متوجه اهمیت موضوع كرد، به او فرمود: هرگاه تصمیم به كاری گرفتی ، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن كار فكر كن و بیندیش ، اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است ، آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی بود ، از تصمیم خود صرف نظر كن.6

دوراندیشی، در گرو دانایی و رایزنی با خردمندان و پیروی از توصیه های آنان است. سعی كنید از خودرأیی، اجتناب كنید و در تصمیمات خود ، رایزنی كنید.

 

5. قبض و بسطهای زندگی

درد و رنجهای زندگی سه ویژگی دارند:

الف) پایان ناپذیرند.

ب) استثنا ناپذیرند.

ج) كلی و تعمیم پذیرند.

باید رابطه خود را با مشكلات تغییر دهیم. در این صورت، دردها و رنجها می توانند قابل تحمل باشند و حتی از این بالاتر، می توانند به نوعی رضایت باطنی تبدیل شوند.

وقتی مشكلات را بخشی از زندگی بدانید و رابطه خود را با آنها تنظیم كنید ، در این صورت، با استقامت، می توانید به استقبال گشایش بروید.

بی شك، این باور كه پس از سختی و رنج، گشایشی است و گشایشها، در دل سختیهاست و هر سختی ، در درون خودش، گشایشی دارد ، به زندگی ، رونق و نشاط می بخشد.

پیامبر پس از نزول سوره انشراح و تأكید خداوند بر این نكته - «فان مع العسر یسرا. ان مع العسر یسرا»7

چنین احساس كرد كه همراه هر سختی، «دو آسانی» خواهد بود و با این مژده الهی ، چهره مباركش شكفته شد و بعد همواره این جمله را تكرار می كرد و می فرمود: یك سختی، با دو سستی چه خواهد كرد؟ خدای من ، به من وعده آسانی و وعده سستی همراه این سختیها را داده است.

Image and video hosting by TinyPic 

اگر بتوانی خواسته ات را در ذهن تصور کنی،می توانی آن را در دنیای مادی ات متجلی سازی

«وین دایر»

هنگامی كه دری از خوشبختی به روی ما بسته می شود ، دری ديگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم می دوزيم كه درهای باز را نمی بينيم

«هلن كلر»

ابله ترین آدمیان آنانیند که  با مسخره نمودن شایسته گان شاد می گردند

هيچگاه اظهارات و گفته های يك فرد خشمگين را در حين مشاجره فراموش نكن 

«هنری بيچر»

عاشق آنکسی باش که بر دو طرفه بودن عشق اصرار می کند

«دانته»

بهترين روش درمان خشم ، تاخيراندازی می باشد

 «سنكا»

با قضاوت کردن درباره‌ی دیگران ، در واقع به توصیف خود می‌پردازید

«وین دایر»

آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود

 « شکسپیر»

 

هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد 

«كارلايل»